یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٧٦
ارزش نسبی اوست. حالا در انسان چطور؟ آیا انسان باید برای آرزوهای جامعه و عملًا اقویای جامعه ساخته شود که مستلزم این است که «ارزش برای جامعه» یا «ارزش برای اقویای جامعه» پیدا کند ولو به اینکه یک سلسله نقصها و کاستیها در او ایجاد شود، مثلًا عواطف صادق او از او گرفته شود، انساندوستی او از او گرفته شود و به جای آن تعصب نژادی و قومی به او تلقین شود، آزادی تفکر و روح قضاوت و آزادفکری و نقد و چرایی و چونی و لِمَ و لا نسلّم از او گرفته شود و به جای آن انضباط کورکورانه [داده شود]، حس پرستش حقیقت از او گرفته شود و به جای آن پرچم پرستی، خاک پرستی، آدم پرستی به او داده شود، به طورکلی علائق کاذب در مورد امور مربوط به ملیت و نژاد و آنچه مربوط به قومیت است در او ایجاد شود، تاریخ به صورت غلط و معکوس و وارونه در ذهنش منعکس شود؛ آنچنان که میبینیم در تاریخهای مدارس، روابط اسلام و ایران و روابط ایرانیها با تمدن اسلامی وارونه جلوه داده میشود تا انسانهای وارونه ساخته شود؛ حقایق تاریخی کتمان میشود، دروغهای تاریخی از قبیل کتابسوزی اسکندریه در مغزها فرو برده میشود؛ یا آنچنان که میبینیم که امروز مصریها مدعی شدهاند که تاریخ دو قرن اخیرشان باید دوباره نویسی شود زیرا حقایق تاریخی درست و صحیح به جوانان و کودکان آموزش داده نشده است.
خلاصه چه از نظر آموزشها و آگاهیها و چه از نظر علائق و عواطف و تمایلات و احساسات و حساسیتها و تعصبات، ممکن است انسان را طوری ساخت که برای منظور خاصی بسیار مفید باشد، اما برای خودش چطور؟ برای خودش آن وقت مفید و باارزش است که «خودش» احساسات پاک فطریاش، استعدادهای سالم طبیعیاش بشکفد و بارور شود. نوع اول، انسان ساخته شده یک موجود مصنوعی است نظیر چوبی که از آن در ساختهاند و انسان نوع دوم یک انسان طبیعی و فطری است.