یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٧٥
انسانهایی که بتوانند از وسایل عصر و زمان در کشاورزی، در صنایع، در هنرها استفاده کنند. اما عبادی و پرستشی اصل همه آنهاست که بدون همه آنها ... [١]
و. گفتیم که انسان مانند هر شی ء دیگر تا به صورت ماده خام است بیارزش است یعنی ارزش بالقوه دارد. آن مقدار ارزشی که دارد به اعتبار بالقوه بودن ارزش بعد از ساخته شدن است، نه به اعتبار فعلیتش. انسان نیز با تربیت و با تعلیم و با ساخته شدن باارزش میشود. همانطور که ماده طبیعی قبل از صنعت و ساخته شدن با مقیاس تُن مبادله میشود و پس از ساخته شدن با مقیاس متر و کیلو و لیتر، انسان نیز قبل از ساخته شدن ارزش حیوان باربر را دارد و پس از ساخته شدن معیار ارزش کشور است. و گفتیم هیچ موجودی تفاوت ساخته شدهاش با ساخته نشدهاش به اندازه انسان نیست.
ولی همچنان که در شماره «ب» گفتیم عمده مطلب در اینجا این است که انسان را که با تربیت میشود باارزش کرد، آیا آنچنان باید باارزش کرد که یک «شئ» با ساخته شدن باارزش میشود یعنی «ارزش برای ما» پیدا میکند، مثل نفتی که تصفیه میشود و برنجی که دم میکشد و گوسفندی که بیضهاش کشیده میشود درنتیجه چاق میشود در حالی که «ارزش فی نفسه» پیدا نکرده است، یعنی خودش برای خودش ارزش پیدا نکرده است. خودش برای خودش آنگاه ارزش پیدا میکند که از جنبه طبیعی تکامل پیدا کند. تکامل صنعتی موجب «ارزش برای ما» است و تکامل طبیعی و فطری موجب «ارزش فی نفسه». و گفتیم که این دو ارزش احیاناً در حالت تضاد میباشند، یعنی «ارزش برای ما» مستلزم ایجاد نقص در شئ است که با اهداف و آرزوهای ما سازگار شود، آنچنان که اخته کردن یک حیوان یا یک برده موجب نقصی برای او و ارزش برای مالک و خواجه است و برعکس سلامت جنسی حیوان یا برده موجب نقص
[١] [در نسخه اصلی به همین صورت است.]