یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - تزکیه نفس - معنی ترک خودپرستی - تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٢٣
تزکیه نفس - معنی ترک خودپرستی - تفاوت تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی
در ورقههای «آثار عشق و محبت» گفتهایم که خودپرستی به مفهومی که باید از بین برود یک امر وجودی نیست، یعنی نه این است که انسان باید علاقه وجودی نسبت به خود را از بین ببرد تا از خودپرستی برهد. معنی ندارد که انسان سعی کند که خودش را دوست نداشته باشد و امکان هم ندارد سعی به این شکل نتیجه بدهد.
معنی خودپرستی حصر علایق است به خود و به منافعی که به وجود خود آدمی برمیگردد، آنهم به شکل یک علاقه افراطی پرستش مانند.
پس خودپرستی محدودیت افکار عملی و تمایلات و آرزوهاست.
معنی ترک خودپرستی این است که انسان فقط خود را دوست نداشته باشد، فقط در بند خویش نباشد و برای منافع خود کار نکند، دیگران را هم دوست داشته باشد و برای مصالح آنها هم کار کند. راه ترک این خودپرستی مبارزه با علاقه به خود نیست، ایجاد علاقه به غیر است، ایجاد یک کانون دیگر در روح است. به هر نسبت که کانون دوم قویتر و نیرومندتر بشود، انسان بیشتر از خودپرستی میرهد و بیشتر خود را فراموش میکند، نیروی حیاتی او به سوی یک مرکز دیگر متوجه میشود. به عبارت دیگر، ترک خودپرستی عبارت است از پیدایش یک عشق و یک التهاب به حقیقتی غیر از خود فردی.
به عبارت دیگر: ترک خودپرستی یعنی تبدیل «من» به «ما» و اساساً چه تعبیر عالی است اینکه به جای اینکه مثلًا ترک آز و حرص و امثال اینها گفته شده باشد- آنچنانکه میگویند در آیین مزدایی ترک آز و دروج توصیه شده است- گفته شده ترک خود، و این تعبیر از قرآن اخذ شده که مسأله نفس را طرح کرده است و کلمه «خود» ترجمه «نفس» است و تفاوت عظیم است میان تعبیر قرآنی و تعبیر مزدایی.