یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - تزکیه نفس، بدبینی به نفس
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٠٨
و اندرز، دشمن دانستن، نوعی سوء ظن بیجهت به طبیعت انسان است و نه تنها راه و شرط مقدماتی اصلاح روح و روان و تزکیه نفس نیست بلکه خود منشأ بیماری است؛ انسان باید به سرشت کلی انسانی و سرشت فردی خود خوشبین باشد تا موفق شود، با بدبینی که توفیق پیدا نمیشود. در ابتدا گفتیم که سوء ظن به نفس شرط توفیق در اصلاح و تزکیه نفس شناخته شده است، ولی ممکن است گفته شود به هیچ وجه شرط موفقیت در تربیت و پرورش سالم انسانها (به عبارت دیگر برای ایجاد انسان سالم) این نیست که به آنها تلقین کنیم که به نفس خودتان بدبین باشید، پس این چه تعلیمی است؟
برعکس باید تلقین خوشبینی کنیم تا بتوانند اعتماد به نفس پیدا کنند و بدبینی مستلزم عدم اعتماد به نفس است.
جواب این است که منظور این نیست که ما باید به سرشت خودمان بدبین باشیم و یا معتقد باشیم که جزئی از وجود ما نفس است و جزئی عقل، آن جزء که نفس است باید به عنوان یک مزاحم شریر بکلی نیست و نابود شود تا جزء دیگر که عقل است و خیر محض است بدون مزاحم به کار خود مشغول شود. البته گاهی این سوء تعبیرها هست ولی قطعاً با اصول تعلیمات اسلامی سازگار نیست. مطلب چیز دیگر است.
در روایات وارد شده است:
اجعلوا لانفسکم حظاً من الدنیا باعطائها مایشتهی من الحلال و ما لایثلم المروة و ما لاسرف فیه، و استعینوا بذلک علی امور الدین فانه روی لیس منا من ترک دنیاه لدینه او ترک دینه لدنیاه [١].
ایضاً سفینه، ماده «نفس»، روایت صادقی:
[١] الکاظمی، سفینه، ماده «نفس».