تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١٢٣ -           ذکر ذالنون مصري رحمة الله عليه
و گفت :هرچه از چشمها بينند نسبت آن با علم بود ، هرچه از دلها بدانند نسبت آن ، با يقين بود .
و گفت :سه چيز از نشان يقين است ، يکي نظر به حق کردن است ، در همه چيزي ، دوم رجوع کردن است با حق در همه کاري ، سوم ياري خواستن است از او در همه حالي.
و گفت :سه چيز از نشان يقين است ، يکي نظر به حق کردن است در همه چيزي ، دوم رجوع کردن است با حق در همه کاري ؛ سوم ياري خواستن است از او در همه حالي.
و گفت :يقين دعوت کند به کوتاهي امل ، و کوتاهي امل دعوت کند به زهد ، و زهد دعوت کند به حکمت ، و حکمت نگريستن اندر عواقب بار آرد .
و گفت :صبر ثمره يقين است .
و گفت :اندکي از يقين بيشتر است از دنيا ، از بهر آنکه اندکي يقين دل را پر از حب آخرت گرداند ، و به اندکي يقين جمله ملکوت آخرت مطالعه کند .
و گفت :علامت يقين آن است که بسي مخالفت کند خلق را در زيستن و به ترک مدح خلق کند ،و اگر نيز عطايي دهند و فارغ گردد از نکوهيدن ايشان را اگر منعي کنند .
و گفت :هرکه به خلق انس گرفت بر بساط فرعون ساکن شد ، و هرکه غايب ماند از گوش با نفس داشتن از اخلاص دور افتاد ، و هرکه را از جمله چيزها نصيب حق آمد ، پس هيچ باک ندارد اگر همه چيزي او را فوت شود ، دون حق .چون حضور حق حاصل دارد .
و گفت :هر مدعي که هست به دعوي خويش محجوب است از شهود حق و از سخن حق ، و اگر کسي را حق حاضر است او محتاج دعوي نيست اما اگر غايب است دعوي اينجاست که دعوي نشان محجوبان است .
و گفت :هرگز مريد نبود تا استاد خود را فرمان برنده تر نبود از خداي .
و گفت :هرکه مراقبت کند خداي را در خطرات دل خويش ، بزرگ گرداند خداي او را در حرکات ظاهر او ، و هرکه بترسد با خداي گريزد و هرکه در خداي گريزد نجات يابد .