تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٤٦ -           ذکر ابوحازم مکي رحمة الله عليه
نقل است که خوني يي را بردار کردند ، هم در آن شب او را به خواب ديدند ، در مرغزار بهشت طواف مي کرد با حله سبز پوشيده .گفتند :يا فلان ! تو مرد قتال اين از کجا يافتي ؟
گفت :در آن ساعت که مرا بردار کردند ، حبيب عجمي برگذشت . به گوشه اي چشم به من بازنگرست . اين همه از برکات آن نظر است ، رحمة الله عليه .
٧
ذکر ابوحازم مکي رحمة الله عليه
آن مخلص متقي ، آن مقتداي مهتدي ، آن شمع سابقان ، آن صبح صادقان ، آن فقير غني ، ابوحازم مکي رحمة الله عليه ، در مجاهده و مشاهده بي نظير بود ، و پيشواي بسي مشايخ بود ، و عمري دراز يافته بود ، و بوعمرو ثمان مکي در شان او مبالغتي تمام دارد ، و سخن او مقبول همه دلهاست ، و کليد همه مشکلها ؛ و کلام او در کتب بسيار است . هر که زياده خواهد مي طلبد اما از جهت تبرک را کلمه اي چند نقل مي کنيم و بر حد اختصار رويم که اگر زيادت شرح او دهيم کلمه اي چند نقل مي کنيم و بر حد اختصار رويم که اگر زيادت شرح او دهيم سخن دراز گردد ، و اين تمام است که بداني که از بزرگان تابعين بوده است ، و بسيار کس و از صحابه ديده است ، چون انس بن مالک و بوهريره رضي الله عهما . هشام بن عبدالملک از ابوحازم پرسيد که :آن چيست که بدان نجات يابيم در اين کار ؟
گفت :هر درمي که بستاني از جايي ستاني که حلال بود و به جايي صرف کني که به حق بود .
گفت :اين که تواند کرد ؟
گفت :آنکه از دوزخ گريزان بود و بهشت را جويان بود و طالب رضاي رحمان بود و سخن اوست که بر شما باد که از دنيا احتراز کنيد که به من درست چنين رسيده است که روز قيامت بنده اي را که دنيا را عظيم داشته بود به پاي کنند بر سر جمع ، پس منادي کنند که بنگريد که اين بنده اي است که آنچه حق تعالي آن را حقير داشته است و آنچه خداي دشمن داشته او دوست و عزيز داشته است و انچه خداي انداخته است او برگرفته .