تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٨ -           ذکر حسن بصري رحمة الله عليه
و گفت :هيچ مومن نبوده است از گذشتگان و نخواهد بود از آيندگان الا که برخود مي لرزند که نبايد منافق باشيم .
و گفت :هر که گويد مومنم حقا که مومن نيست به يقين ، ولاتزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقي .
و گفت :مومن آن است که آهسته بود و چون حاجب الليل نبود ، يعني چون کسي نبود که هرچه تواند کرد بکند ، هر چه به زبان آيد بگويد .
و گفت :سه کس را غيبت نيست :صاحب هوا را ، فاسق را ، و امام ظالم را .
و گفت :در کفارت غيبت استغفار بسنده است ، اگرچه بحلي نخواهي .
و گفت :مسکين ، فرزند آدم . راضي شده به سزايي که حلال آن را حساب است و حرام آن را عذاب .
و گفت :جان فرزند آدم ازدنيا مفارقت نکند الا به سه حسرت: يکي آنکه سير نشد از آنکه جمع کرده بود ، دوم آنکه در نيافته بود آکه اميد داشته بود ؛ سوم آنکه زادي نيکو نساخت براي چنان راهي که پيش او آمد .
يکي گفت : فلان کس جان مي کند .
گفت :چنين مگوي که او فتاد سال بود جان مي کند اکنون از جان کند ن بازخواهد رست تا به کجا خواهد رسيد .
و گفت :نجات يافتند سبکباران ، هلاک شدند گرانباران .
و گفت :بيامرزاد خداي عزوجل قومي را که دنيا ايشان را وديعت بود ، وديعت را بازدادند و سبکبار برفتند .
و گفت :به نزديک من زيرک و دانا آن است که خراب کند دنيا را ، و بدان خرابي دنيا آخرت را بنياد کند ، و خراب نکند آخرت را ، بدان خرابي آخرت دنيا را بنياد نهد .
و گفت :هر که خدايرا شناخت او را دوست دارد ، و هرکه دنيا را شناخت او را دشمن دارد .
و گفت :هيچ ستوري به لگام سخت اوليتر از نفس تو نيست در دنيا .
و گفت :اگر خواهي دنيا را بيني که پس از تو چون خواهد بود بنگر که پس از مرگ ديگران چونست .
و گفت :به خداي که نپرستيدند بتان راالا به دوستي دنيا .