تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٤٦ -           ذکر حاتم اصم قدس الله روحه
گفت :چون وقت در آيد وضوي ظاهر کنم و وضوي باطن کنم .گفت :ظاهر را به آب پاک کنم و باطن را به توبه ، و آنگاه به مسجد درآيم و مسجد حرام را مشاهده کنم ، و مقام ابراهيم را درميان دو ابروي خود بنهم ،و بهشت را بر راست خود و دوزخ را بر چپ خود ، و صراط زير قدم خود دارم ،و ملک الموت را پس پشت خود انگارم ،و دل را به خداي سپارم .آنگاه تکبير گويم با تعظيم و قيامي به حرمت و قرائتي با هيبت و سجودي با تضرع و رکوعي با تواضع و جلوسي به حلم و سلامي به شکر گويم .نماز من اين چنين بود .
نقل است که يک روز به جمعي از اهل علم بگذشت و گفت :اگر سه چيزدرشماست و اگر نه دوزخ را واجب است .گفتند :آن سه چيز چيست ؟
گفت :حسرت دينه که از شما گذشت نتوانيد در آن طاعت زيادت کردن و نه گناهان را عذرخواستن ، و اگر امروز به عذردينه مشغول شوي حق امروز کي گزاري ؟ديگر امروز را غنيمت شمردن و در صلاح کار خويش کوشيدن به طاعت و خشنود کردن خصمان ؛سوم ترس و بيم آنکه فردا به تو چه خواهد رسيد .نجات بود يا هلاک ؟
و گفت :خداي تعالي سه چيز در سه چيز نهاده است .فراغت عبادت پس از امن مونت نهاده است و اخلاص درکار در نوميدي از خلق نهاده است و نجات از عذاب به آوردن طاعت نهاده است تا مطيع اويي .اميد نجات است .
و گفت :حذر کن از مرگ به سه حال که تو را بگيرد ؛ کبر و حرص و خراميدن .اما متکبر را خداي از اين جهان بيرون نبرد تا نچشاند خواريي از کمترين کس از اهل وي .و اما حريص را بيرون نبرد از اين جهان مگر گرسنه و تشنه ، گلويش را بگيرد و گذر ندهد تا چيزي بخورد .اما خرامنده را بيرون نبرد تا او را نغلتاند در بول و حديث.
و گفت :اگر وزن کنيد کبر زاهدان روزگار ما را وعلما و قراء ايشان را بسي زيادت آيد از کبر امرا و ملوک .
و گفت :به خانه و باغ آراسته غره مشو که هيچ جاي بهتر از بهشت نيست .آدم ديد آنچه ديد ديگر به بسياري کرامت و عبادت غره مشو که بلعم با چندان کرامت و با نام بزرگ خداي که او را داده بود .ديد آنچه ديد خداي تعالي گفت :فمثله کمثل الکلب .ديگر به بسياري عمل غره مشو،که ابليس با آن همه طاعت ديد .آنچه ديد ديگر به ديدن پارسايان و عالمان غره مشو که هيچ کس بزرگتر از مصطفي نبود صلي الله و علي آله و سلم ، ثعلبه در خدمت وي بود و خويشانش وي را مي ديدند و خدمت مي کردند و هيچ سود نداشت .