تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٣٥ -           ذکر محمد اسلم الطوسي قدس الله روحه
آن قطب دين و دولت ، آن شمع جمع سنت ، آن زمين کرده به تن مطهر ، آن فلک کرده به جان منور ، آن متمکن بساط قدسي محمد بن اسلم الطوسي رحمةالله عليه ، يگانه جهان بود و مقتداي مطلق بود ،و او را لسان رسول گفته اند ، و شحنه خراسان نوشته اند ، و کس را در متابعت سنت آن قدم نبوده است ، که او را جمله عمر سکنات و حرکات او برجاده سنت يافته اند . با علي بن موسي الرضي رضي الله عنه به نشابور آمد . هردو به هم در کجابه اي بودند بر يک اشتر ، اسحاق بن راهويه الحنظلي مهار شتر مي کشيأ . به نشابور رسيدند . به ميان شهر برآمد . کلاهي نمدين بر سر و پيراهني از پشم در بر و خريطه اي پر کتاب برکتف نهاده . مردمان چون اورا بديدند بدان سيرت بگريستند . او نيز بگريست . گفتند :ما تو را با اين پيةراهن و با اين کلاه نمي توانيم ديد .
نقل است که او مجلس داشتي و به مجلس اوتني چند معدود بيش نيامدندي ، و با اين همه از برکات نفس او قرب پنجاه هزار آمدي به راه راست بازآمدند و توبه کردند و دست از فساد بداشتند . پس مدت دو سال محبوس بود .
از جهت ظالمي که او را مي گفت . بگوي که قرآن مخلوق است . گفت :نگويم .
در زندان کردند . هر آدينه غسل کردي و سنتها به جاي آوردي ، و سجاده برگرفتي و مي آمدي تا به در زندان . چون منعش کردندي بازگشتي و روي بر خاک نهادي و گفتي : بار خدايا ، آنچه بر من بود کردم . اکنون تو داني .
چون اطلاقش کردند عبدالله طاهر امير خراسان بود . مردي صاحب جمال بود به غايت و نيکو سيرت و با علما نيکو بود . به نشابور . اعيان شهر همه به استقبال و سلام او آمدند . روز دوم همچنان به سلام شدند و روزهاي سيم و چهارم پنجم وششم . عبدالله گفت : هيچ کس مانده است در اين شهر که به سلام مانيامده است ؟
گفتند : همه آمده اند مگر دو تن . گفت : ايشان کيانند؟
گفتند : احمد حزب و محمد اسلم الطوسي رحمهما الله .
گفت : چرا به نزد ما نيامدند ؟
گفتند : ايشان علماي رباني اند . به سلام سلطانان نروند .
گفت : اگر ايشان به سلام ما نيايند , ما به سلام ايشان رويم .
به نزديک احمد حرب رفت .يکي گفت :عبد الله طاهر مي آيد .گفت : چاره اي نيست .
درآمد . احمد برپاي خاست و سر در پيش افگنده مي بود . ساعتي تمام پس سربرآورد و در وي مي نگريست . گفت : شنوده بودم که مردي نيکو روي ، ولکين منظر بيش از آن است . نيکورويتر از آني که خبر دادند . اکنون اين روي نيکو را به معصيت و مخالفت امر خداي زشت مگردان .