تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١٢٢ -           ذکر ذالنون مصري رحمة الله عليه
و گفت :توکل خود را در صفت بندگي داشتن است ، و از صفت خداوندي بيرون آمدن .
و گفت :توکل دست بداشتن تدبير بود ، و بيرون آمدن از قوت و حيلت خويش .
و گفت :انس آن است که صاحب او را وحشت پديد آيد از دنيا و از خلق ، مگر از اوليا ء حق از جهت آنکه انس گرفتن با اوليا ، انس گرفتن است به خداي.
و گفت :اوليا را چون در عيش انس اندازند گويي با ايشان خطاب مي کنند در بهشت به زفان نور ، و چون در عيش هيبت اندازند گويي با ايشان خطاب مي کنند در بهشت به زفان نور ، و چون در عيش هيبت اندازند گويي باايشان خطاب مي کنند در دوزخ به زفان نار .
و گفت :فروتر منزل انس گرفتگان به خداي آن بود که اگر ايشان را به آتش بسوزند يک ذره همت ايشان غايب نماند از آنکه بدو انس دارند .
و گفت :علامت انس آن است که به خلقت انس ندهند . انس با نفس خويشت دهند تا با خلقت وحشت دهند ، پس با نفس خويشت انس دهند .
و گفت :مفتاح عبادت فکرت است و نشان رسيدن مخالفت نفس و هواست ، و مخالفت آن ترک آرزوهاست . هرکه مداومت کند بر فکرت به دل ، عالم غيب ببيند به روح .
و گفت :رضا شادبودن دل است در تلخي قضا .
و گفت :رضا ترک اختيار است پيش از قضا ، و تلخي نيافتن است بعد از قضا ، و جوش زدن دوستي است در عين بلا.
گفتند :کيست داننده تر به نفس خويش ؟
گفت :آنکه راضي است بدانچه قسمت کرده اند .
و گفت :اخلاص تمام نشود مگر که صدق بود در او ، و صبر بر او ، و صدق تمام نگردد مگر اخلاص بود در او ، و مداومت بر او .
و گفت :اخلاص آن بود که طاعت از دشمن نگاه دارد تا تباه نکند .
و گفت :سه چيز علامت اخلاص است . يکي آنکه مدح و ذم نزديک او يکي بود ، و رويت اعمال فراموش کند . هيچ ثواب واجب ندارد در آخرت بدان عمل .
و گفت :هيچ چيز نديدم سخت تر از اخلاص در خلوت .