تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١٢٠ -           ذکر ذالنون مصري رحمة الله عليه
و گفت :آنکه عارفتر است به خداي ، تحير او در خداي سخت تر است . و بيشتر از جهت آنکه هر که به آفتاب نزديک تر بود در آفتاب متحيرتر بود ، تا به جايي رسد که او ، او نبود ، چنانکه از صفت عارف پرسيدند . گفت :عارف بيننده بود بي علم ، و بي عين ، و بي خبر ، و بي مشاهده ، و بي وصف ، و بي کشف ، و بي حجاب . ايشان ايشان نباشند ، و ايشان بديشان نباشند ، بل که ايشان که ايشان باشند حق ايشان باشند . گردش ايشان به گردانيدن حق باشد و سخن ايشان سخن حق بود . بر زبانهاي ايشان روان گشته ، و نظر ايشان نظر حق بود -بر ديدهاي ايشان راه يافته .
پس گفت :پيغمبر عليه السلام از اين صفت خبر داد و حکايت کرد از حق تعالي که گفت :چون بنده اي دوست گيرم . من که خداوندم ، گوش او باشم تا به من شنود ، و چشم او باشم تا به من بيند ، و زفان او باشم تا به من گويد ، و دست اوباشم تا به من گيرد .
و گفت :زاهدان پادشاهان آخرت اند ، و عارفان پادشاهان زاهدانند .
و گفت :علامت محبت حق آن است که ترک کند هرچه او را از خداي شاغل است تا او ماند و شغل خداي و بس .
و گفت :علامت دل بيما رچهار چيز است . يکي آن است که از طاعت حلاوت نيابد ؛ دوم از خداي ترسناک نبود ، سوم انکه در چيزها به چشم عبرت ننگرد ؛ چهارم آنکه فهم نکند از علم آنچه شنود .
و گفت :علامت آنکه مرد به مقام عبوديت رسيده است آن است که مخالف هوا بد و تارک شهوات .
و گفت :عبوديت آن است که بنده او باشي به همه حال ، چنانکه او خداوند توست به همه حال .
و گفت :علم موجود است و عمل به علم مفقود ، و در عمل موجود است و اخلاص در عمل مفقود ، و حب موجود است و صدق در حب مفقود .
و گفت :توبه عوام از گناه است ، و توبه خواص از غفلت .
و گفت :توبه دو قسم است :توبه انابت و توبه استجابت . توبه انابت آن است که بنده توبه کند از خوف عقوبت خداي ، و توبه استجابت آن است که توبه کند از شرم کرم خداي .
و گفت :بر هر عضوي توبه اي است . توبه دل نيت کردن است بر ترک حرام ، و توبه چشم فروخوابانيدن است چشم را از محارم ، و توبه دست ترک گرفتن است در گرفتن مناهي ، و توبه پاي ترک رفتن است به ملاهي ، و توبه گوش نگاه داشتن است گوش را از شنودن اباطيل ، و توبه شکم خوردن حلال است ، و توبه فرج دور بودن از فواحش .