روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٩ - ترجمه
و آنان كه در مادر و پدر عاق باشند،و گواه دروغ،و زنى كه فرزندى [١]ديگرى بر شوهر بندد،گويد آن [٢]او باشد.و عطا گفت:«غىّ»،نام واديى است كه به جاى آب در او خون و ريم باشد.وهب گفت:جويى است در دوزخ كه از آن دورتر نيست،و طعمش خبيث [٣]،كعب گفت:واديى است در دوزخ كه از آن دورتر نيست به قعر و سختتر نيست به گرما،در او چاهى است آن را بهيم خوانند،هرگه كه آتش دوزخ بميرد،خداى بفرمايد تا در آن وادى بگشايند تا آتش دوزخ به او تيز شود.ضحّاك گفت: غَيًّا ،اى خسرانا،زيان بينند،و گفتند:عذابا.
إِلاّٰ مَنْ تٰابَ ،الّا آنكس كه توبه كند از كفر و عمل صالح كند و ايمان آرد كه ايشان را به بهشت برند و از ثواب مستحقّ ايشان چيزى بازنگيرند و نقصان نكنند.
آنگه گفت: جَنّٰاتِ عَدْنٍ ،بهشتهاى مقام،و اين بدل جنّت است،و براى آن به لفظ جمع گفت كه هر مؤمنى را از آن بستانى باشد،و بيان كرديم كه:اصل او من الجنّ و هو السّتر.بستانى كه از بسيارى درخت،زمين را بپوشد،و عدن اقامت بود من قولهم:عدن بالمقام اذا اقام به،كه خداى تعالى وعده داده است بندگان را به غيبت، يعنى نديدهاند ايشان،و گفتند:يعنى به قيامت. إِنَّهُ كٰانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا ،گفتند:
وعده [٤]،به معنى موعود است،و مأتىّ به معنى مفعول،من قولهم:اتيت الامر اذا فعلته،و معنى آن باشد كه آنچه او به آن وعده داد كرده باشد،يعنى وعده او[نقد باشد.و گفتند:مأتىّ كه مفعول است،به معنى آتى است كه فاعل باشد،يعنى وعده او آمده باشد،يعنى لامحاله بباشد،و قال الاعشى:
و ساعيت معصيّا عليها وشاتها
اى عاصيا،و اين بيت به اين شهادت معتمد نيست،و چون انديشه كنند، معصى بر جاى خود است.و گروهى اهل معنى گفتند:إتيان از آن فعلهاست كه فاعل و مفعول در او راست باشد،يقال:أتيت على خمسين سنة [٥]و مثله:البلوغ
[١] .آب،آج،لب:فرزند.
[٢] .چاپ مرحوم شعرانى:كه نه آن.
[٣] .آط و همۀ نسخه بدلها:خيث،به قياس با چاپ شعرانى(٤٢٥/٧)تصحيح شد.
[٤] .آب،آز،مش:وعد.
[٥] .كذا در آط و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤٢٥/٧)،+و اتت علىّ خمسون سنة.