روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٧ - ترجمه
تا تو را با مقرّ خود برم.او گفت:من نمىآيم،تو برو كه اين جاى موافق است مرا.
فتحا كما الى اللّه،به حكومت به خداى رفتند،خداى تعالى گفت:رها كن او را كه اگر بليّات و محن و تكاليف دنيا مقاسات بايست كردن،كرد.و اگر مرگ ببايست چشيدن،بچشيد.و اگر احياء و اعادت ببايست ديدن،بديد.و اگر بر دوزخ گذر بايست كردن،كرد.و اگر در بهشت به جاى خود بايست رسيدن،برسيد.او را رها كن كه او به جاى خود نشسته است،فذلك قوله: وَ رَفَعْنٰاهُ مَكٰاناً عَلِيًّا .
أُولٰئِكَ الَّذِينَ ،اينان،يعنى اين پيغامبران كه ذكر ايشان رفت [١]، أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ ،آنانند كه خداى تعالى نعمت كرد بر ايشان مِنَ النَّبِيِّينَ ،از پيغامبران مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ ،از فرزندان آدم«من»اوّل تبيين است،و«من»دوم تبعيض[١٧-پ].
[ [٢]وَ مِمَّنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ ،و از آنان كه [٣]ايشان را برگرفتيم با نوح در كشتى. وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْرٰائِيلَ ،و از فرزندان ابراهيم و يعقوب. وَ مِمَّنْ هَدَيْنٰا ،و از آنان كه ما ايشان را هدايت داديم به اسلام،يعنى به بيان و الطاف. وَ اجْتَبَيْنٰا ،و ايشان را برگزيديم. إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ ،چون بر ايشان خوانند آيات خداى، خَرُّوا ،به روى درآيند سجدهكنندگان و گريهكنندگان.سجّد،جمع ساجد باشد،و بكىّ،جمع باكى باشد،و اصل او بكوى بوده است چنان كه گفتيم،و نصب هر دو بر حال است.
گفتند:آيت در [٤]مؤمنان اهل كتاب آمد-عبد اللّه سلام و قوم او.
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ ،بازماندند پس ايشان بازماندگانى بد [٥]،يقال:فلان خلف صدق من ابيه و خلف سوء.نيك را خلف و بد را خلف،قال:
ذهب الّذين يعاش في اكنافهم
و بقيت في خلف كجلد الاجرب
و خلف،خلاف قدّام باشد،و خلف سخن بد باشد،و فى المثل:سكت الفا و نطق خلفا.و فرّاء و زجّاج گفتند:اين فرق از جهت لفظ نيست،و هر دو يكى باشد، جز كه فرق به قرينه دانند،نبينى كه مىگويند:خلف صدق و خلف سوء،و در آيت
[١] .همۀ نسخه بدلها+الّذين.
[٢] .اساس:از اين جا صفحاتى افتادگى دارد،از آط افزوده شد.
[٣] .لب+ما.
[٤] .آج،لب+شأن.
[٥] .آج،لب:اند.