روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٣ - ترجمه
علو بر خداى تعالى ثنا گفتندى.
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ مُوسىٰ ،و نيز ياد كن و قصّه بازگوى اى محمّد در اين كتاب قرآن موسى را. إِنَّهُ كٰانَ مُخْلَصاً ،كه او مردى بود با اخلاص در عبادت،از ريا دور.كوفيان خوانند [١]مگر أبو بكر: مُخْلَصاً ،به فتح«لام يعنى مختارا للنّبوّة، برگزيدهاى براى پيغامبرى.و روا بود [٢]معنى مخلص معصوم باشد،يعنى خالص كرد او را از معاصى به الطاف. وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا ،و او پيغامبرى بود فرستاده به خلقان از قبل خداى تعالى،بلندقدر و بزرگ مرتبه بود.
وَ نٰادَيْنٰاهُ ،ما او را ندا كرديم از جانب راست كوه طور،و آن كوهى است ميان مصر و مدين،و ندا آن بود كه [٣]: إِنِّي أَنَا اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِينَ [٤].آنگه با او سخن گفت و اين در شب آدينه بود. وَ قَرَّبْنٰاهُ نَجِيًّا ،ما او را به حضرت خود نزديك [٥]گردانيديم تا كلام ما بشنود.
عبد اللّه عبّاس گفت:او را به حجاب أعلى نزديك گردانيد تا صرير [٦]كه بر لوح محفوظ مىرفت و مىنوشتند بشنيد.و گفتند معنى آن است كه:محلّ او از ما محلّ بنده بود كه خداوند در منزل [٧]كرامت به خود نزديك بكند.و نجىّ،فعيل است به معنى فاعل [٨]كالاكيل و الجليس و النّديم،يعنى مناجى ما بود و با ما راز گفت و ما با او،و نصب او بر حال است از مفعول.
وَ وَهَبْنٰا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنٰا ،و ما بداديم او را از رحمت و فضل خود برادرش هارون و نيز پيغامبر بود،و نصب او هم برحال است چون او از ما درخواست فى قوله: وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي [٩]...،و وزير مرا از اهل من كن،هارون را كه برادر من است.
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ إِسْمٰاعِيلَ ،و نيز ياد كن در كتاب قرآن اسماعيل را. إِنَّهُ كٰانَ صٰادِقَ الْوَعْدِ ،كه او راست وعده بود چون وعده دادى انجاز كردى و خلاف
[١] .همۀ نسخه بدلها:خواندند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٤] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٣٠.
[٥] .اساس:بزرگ،به قياس با نسخه آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+قلم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:منزلت.
[٨] .آط:مفاعل،آج،لب:مفاعله.
[٩] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٢٩.