روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٧ - ترجمه
اين خاص عيسى را بود-عليه السّلام.و گفتند:شش ماه بود،و گفتند:سه ساعت بود،و گفتهاند:يك ساعت بود،و اين قول عبد اللّه عبّاس است [١]،براى آنكه خداى تعالى ميان حمل و وضع او فصلى نكرد.
مقاتل بن سليمان گفت:سه ساعت بود حمل به يك ساعت بود و تصوير به يك ساعت،و وضع به يك ساعت.و وقت وضعش پيش [٢]زوال بود همان روز،و مريم را در آن حال ده سال بود و دوبار عذر زنان ديده بود.
و در قرائت عبد اللّه مسعود،آواها [٣]المخاض،اى ردّها اليه. إِلىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ ، به آن درخت خرما-و آنجا درختى بود خشك گشته و سالخورده-و فصل زمستان بود و سرماى سخت.مريم-عليها السّلام-پيش آن درخت آمد و پشت به آن درخت بازداد ،درخت سبز شد و برگ بر آورد و خوشههاى [٤]رطب درآويخت از او،و اين دو معجز بود،يكى:درخت خشك شده تازه شدن،و دگر:در وقتى كه نه أوان رطب بود،رطب بر درخت پيدا شدن.
هلال بن حيّان گفت عن ابي عبد اللّه كه:آنجا درخت خرما نبود،خداى تعالى از جاى ديگر درختى آنجا آورد [٥]،تازه كرد و گفت:آن جايگاه را كه عيسى را زادند آن را«بيت لحم [٦]»گويند.
مريم-عليها السّلام-چون بار بنهاد فروماند و انديشه كرد كه [٧]با قوم چه خواهم گفتن،و چه عذر آرم،و اين حديث از من كه قبول كند!از سر دلتنگى گفت:
كاشكى من پيش از اين بمرده بودمى و فراموش مردمان شده! حمزه خواند و اعمش و يحيى بن وثّاب: نَسْياً ،به فتح«نون»و باقى قرّاء به كسر،و هما لغتان:كحَجر و حِجر،و وَتر و وِتر،و نسى مقيستر است براى آنكه فعل
[١] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٣] .اساس:افاجائها،به قياس با نسخۀ آب،تصحيح شد.
[٤] .اساس:خوشهاى/خوشههاى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بيت اللّحم.
[٧] .آب،آط،آز،مش:اين انديشه كرد،آج،لب:در اين انديشه كه.