روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
و لبئس [١]الفتى ان كنت اسود عاقرا
جبانا فما عذري لدى كلّ محضر
عاقر،در بيت صفت مردى است.اكنون دعا و مسئله [٢]اين است كه: فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ،مرا از نزد تو [٣]وليّى ده،ايشان كه موالىاند امروز كه فرزند نيست اولىتراند به ميراث من،مرا فرزندى ده كه ولى باشد،يعنى اولى بميراثى منهم،كه به ميراث من از ايشان اولىتر باشد.و گفتند:مراد آن است كه مرا فرزندى ده كه وليّى باشد از اولياى تو،مرا فرزند باشد] [٤]و تو را ولى.
يَرِثُنِي ،ابو عمرو و كسائى خواندند به جزم:يرثني،على جواب الدّعاء الّذي صورته الامر [٥]،و باقى قرّاء خواندند به رفع: يَرِثُنِي ،على صفة الوليّ،اى وليّا وارثا لي.گفتند:اين براى آن است كه،اسم نكره است و اگر معرفه بودى جزم وجه [٦]بودى،و درست آن است كه تعلّق به آن [٧]دارد،بيش از آن نيست كه چون اسم نكره باشد و فعل به دنبال او آيد در جاى صفت او افتد كه افعال نكرات باشند و صفت [٨]وفق موصوف بايد في التعريف و التّنكير [٩].اگر اسم معرفه باشد و صفت او نكره نشايد اگر جواب نكند [١٠]در جاى حال افتد،نحو قوله: فَذَرُوهٰا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّٰهِ [١١].
وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ،و ميراث آل يعقوب بر گيرد،يعنى يعقوب بن ماثان و آل يعقوب اخوال زكريّا بودند،و زكريّا از فرزندان هارون بن عمران [١٢]،برادر موسى عمران.مقاتل گفت:يعقوب بن ماثان برادر عمران بود پدر مريم كه مادر عيسى بود.
وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا ،و بار خدايا اين كودك را مرضىّ و پسنديده كن،يعنى توفيق ده او را و لطف كن با او تا مرضىّ و پسنديده باشد،و در آيت دليل است بر آنكه از پيغامبران ميراث گيرند كه زكريّا گفت: يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ،و حقيقت
[١] .آط و ديگر نسخهها:ليس،به قياس با منابع شعر و تفسير و لغت،تصحيح شد.
[٢] .آز:مسئل.
[٣] .مش:نزديك خود.
[٤] .اساس:تا بدين جا افتادگى دارد،از آط،آورده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:هو صورة الامر.
[٦] .آج،لب:اوجه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نه به اين.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+بر.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:اگر به جواب كنند.
[١١] .سوره اعراف(٧)آيۀ ٧٣.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+بود.