روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨ - ترجمه
اقطار زمين من بگشتم مانند شما مردمانى نديدم [١]؟احوال خود مرا خبر دهيد [٢].گفتند:
چه خواهى تا تو را خبر دهيم؟گفت:چرا گورستان بر در سراى ساختهاى؟گفتند:
تا مرگ فراموش [٣]نكنيم.
گفت:چرا سرايهاتان [٤]در ندارد؟گفتند:براى آنكه در ميان ما دزد و خائن و متّهم نباشد.
گفت:چرا در ميان شما امير نيست؟گفتند [٥]:براى آنكه ما چيزى نكنيم كه ما را امير بايد تا ادب كند.
گفت:چرا در شهر شما حاكم نيست؟گفتند [٦]:براى آنكه ما انصاف يكديگر دهيم [٧].
گفت:در ميان شما توانگران نيستند.گفتند [٨]:زيراكه [٩]ما افتخار نكنيم به كثرت مال.
گفت:چون است كه شما را با هم منازعت و مخالفت نيست؟گفتند:از سلامت سينۀ ما.
گفت:چرا شما را با هم خصومت نباشد؟گفتند:براى آنكه ما خويشتن را به حلم [١٠]ساكن كردهايم.
گفت:چرا در ميان شما ملوك و پادشاهان نهاند [١١]؟گفتند:زيراكه [١٢]ما فخر نكنيم.
گفت:چون است كه كلمۀ شما يكى است؟گفتند [١٣]:براى آنكه ما مخالفت و خصومت [١٤]نكنيم با يكديگر.
[١] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٢] .آط:دهى
[٣] .آز:فرموش.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:سراها.
[١٣] [٨] [٦] [٥] .اساس:گفت،به قياس با نسخۀ آط و فحواى عبارت و اتّفاق همۀ نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٧] .آط،آز:يكديگر بدهيم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:براى آنكه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:خويشتن از حكم.
[١١] .آج،لب:نيستند.
[١٢] .آط،آج،لب:براى آنكه.
[١٤] .آب،آز:خصوميت.