روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٩
دُونِ اللّٰهِ ] [١].و مىپرستند بدون خداى تعالى اصنامى و اوثانى را كه خداى به آن حجّت [٢]فرونفرستاد و ايشان را به آن علمى نيست،براى آنكه چون دعوى را بر او حجّت نباشد ايجاب علم نكند.و«ما»،موصوله است در هر دو جايگاه. وَ مٰا لِلظّٰالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ ،اين«ما»نفى است،و ظالمان و ستمكاران را-يعنى مشركان را كه عبادت اصنام كنند-فرداى قيامت [٣]يارى و ياورى نباشد.
وَ إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِمْ آيٰاتُنٰا بَيِّنٰاتٍ ،و چون بر ايشان خوانند آيات ما در آن حال كه مبيّن باشد،و نصب او بر حال است از مفعول. تَعْرِفُ ،بشناسى تو اى محمّد در روى كافران انكار،يعنى روى ترش [٤]و اظهار كراهت كنند. يَكٰادُونَ يَسْطُونَ ،نزديك آن باشد كه حمله آرند برآن كه اين آيات مىخواند بر ايشان. قُلْ ،بگو اى محمّد ايشان را كه:خبر دهم شما را به بتر [٥]از اين؟و آن دوزخ است،يعنى كه چون اين كافران بشنيدن [٦]قرآن اينهمه كراهت اظهار مىكنند آنگه كه دوزخ بينند [٧]و عذاب،آنچه خواهند كردن [٨]. وَعَدَهَا اللّٰهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ،كه خداى وعده داده است كافران را. وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ،بد جاى است آن.و اصل«سطوت»،قهر باشد، يقال سطا به وسطا عليه يسطو اذا حمل عليه و قهره و بطش به.
يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ ،آنگه خطاب كرد با مشركان مكّه،و مراد جمله كافراناند،گفت:اى مردمان!مثلى زدند،گوش به آن دارى،و مثل اين است: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ،آنان را كه شما مىخوانى بدون خداى و مىپرستى، لَنْ يَخْلُقُوا ذُبٰاباً [٩]وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ،مگسى نتوانند آفريدن و اگر جمله مجتمع شوند چه آن اصنام و اوثان كه معبودان شمااند جماداند و از جماد فعل مستحيل باشد،و اين محقّق است ممثّل نيست،و مثل ازآنجاست كه در مخلوقات از مگس حقيرتر
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:حجّتى.
[٣] .آط:فردا د قيامت/فردا در قيامت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+كنند.
[٥] .آط،آز،لب:بيشتر،آب،آج:بشر،مش:بر بدتر.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:بشنيدند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز و مش:ببينند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:كرد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و جمع قليل ذباب اذبّه،و جمع كثيرش ذبّان باشد،كغراب و اغربه و عربان.