روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥ - ترجمه
چون چنان [١]ظلمت بر ايشان گماشت تا گرد ايشان در آمد سه پاره،بهمانند سه سراى پرده تا ايشان را با يك جاى بهشت [٢]،آنگه نور را ره داد در ميان ايشان،و او بيامد و ايشان را با خداى دعوت كرد،قومى ايمان آوردند و بيشترينه بر كفر مقام كردند.او مؤمنان را با لشكر خود آورد و ظلمت بر كافران گماشت تا به ايشان محيط شد در جايها و خانهها.ايشان اسير شدند و متحيّر فروماندند و ره به هيچچيز نبردند [٣]از طعام و شراب.به زنهار آمدند و ايمان آورند،و به دعوت اندر آمدند و جملۀ زمين مغرب او را مسخّر شد.
او از مغرب روى نهاد [٤]با لشكرى عظيم به جانب راست زمين،و نور قائد لشكر او بود و ظلمت سايق و نگاهدارنده از پس [٥]ايشان،و روى به آن قوم نهاد كه آن را [٦]«هاويل»گويند تا به كنار جويهاى بزرگ و دريا رسيد.حقتعالى او را الهام داد [٧]تا الواح بسيار ساخت و با هم زد و از آن كشتى ساخت به مقدار حاجت.چون دريا بگذاشتند [٨]،بفرمود[٦-پ]تا از هم بگشادند و هريكى از آن لوحى بر گرفتند بر ايشان آسان بود.دگرباره چون به جوى يا به دريا [٩]رسيدند،با هم نشاند [١٠]و كشتيها ساخت [١١]تا دريا بگذاشتند.همچنين مىكرد تا به مقصد رسيد،همان معامله كرد با ايشان كه با اهل مغرب كرد،و آن زمين نيز مسخر كرد.
ازآنجا بيامد و روى به مشرق نهاد و همان معامله كرد،و زمين مشرق نيز مستخلص كرد.به جانب چپ زمين آمد و آن زمين نيز مسخّر كرد.
آنگه به ميانۀ زمين روى نهاد كه يأجوج و مأجوج و جنّ و انس در او بودند،در بعضى ره برسيد به جماعتى مردمان مصلح،او را گفتند:اى ذو القرنين!در پس [١٢]كوه، خداى را خلقى هست كه به آدميان نمانند،مانند بهايماند،گياه مىخورند و چون
[١] .همۀ نسخه بدلها+ديد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:جمع كرد.
[٣] .آب،آط،آز:نديدند.
[٤] .آب،آط،آز:روى بازپس نهاد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:پس پشت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ايشان را.
[٧] .آط،آز:الهام كرد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بگذاشت.
[٩] .آب،آط،آز:به جويى يا به دريايى.
[١٠] .آب،آط،آج،لب،آز:نشاندند.
[١١] .آز:ساختند.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+اين.