روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٥ - ترجمه
او براى اقتطاع [١]مال.و كَفُورٍ ،كافر نعمت باشد،و هر دو بناى مبالغه است،و گفتهاند:مراد به خَوّٰانٍ كَفُورٍ ،در آيت آن است كه،بر ذبيحه نام جز خداى گويد.
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقٰاتَلُونَ [٢] ،دستورى دادند آنان را كه كالزار [٣]مىكنند.مدنيان و بصريان خواندند،و از كوفيان عاصم:«اذن»،به فتح«الف»اضافة الى اللّه تعالى، اى اذن اللّه،و باقى قرّاء خواندند على الفعل المجهول به ضمّ«الف».و مدنيان و شاميان خواندند:يقاتلون،به فتح«تا»على المجهول،يعنى يقاتلهم المشركون،يعنى دستورى داد خداى تعالى آنان را كه با ايشان قتال مىكنند[و باقى قرّاء:يقاتلون،به كسر«تا»على اضافة الفعل اليهم،يعنى دستورى داد خداى آنان را كه قتال مىكنند] [٤]و در كلام محذوفى است،و التّقدير:في قتال من قاتلهم و اخرجهم من ديارهم من الكفّار،آيت در شأن مهاجران آمد كه مكّيان ايشان را از سراهاى خود بيرون كردند به ظلم.
چون رسول-عليه السّلام-به مكّه بود،كافران ايذا مىكردند مؤمنان را به انواع، هرگه نگاه كردى يكى پيش رسول مىآمدى سرشكسته و زده و دشنام دادى [٥]و شكايت كردى،رسول-عليه السّلام-گفتى:صبر كنى كه مرا خداى قتال نفرموده است هنوز.چون رسول-عليه السّلام-هجرت كرد و با مدينه آمد،خداى تعالى اين آيت بفرستاد و دستورى داد مؤمنان را در قتال مشركان.و اين اوّل آيتى است كه آمد در باب قتال.و بعضى مفسّران گفتند:اين آيت در باب قومى مخصوص آمد از مسلمانان كه ايشان به [٦]مكّه بمانده بودند،پس [٧]هجرت.رسول-عليه السّلام-چون بيرون آمدند از مكّه تا با مدينه آيند مشركان ايشان را منع كردند،خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد ايشان را در قتال آنان كه با ايشان قتال كنند. بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ،به آنكه بر ايشان ظلم كردهاند،يعنى به سبب آنكه بر ايشان ستم كردهاند
[١] .آب،آج،لب،آز،مش:انقطاع.
[٢] .اساس:يقاتلون،به قياس با نسخههاى خطى و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[٤] .اساس:افتادگى دارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:داده.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٧] .مش+از.