روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
عوفى:مراد عفو و مغفرت است. وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ ،و تا ذكر خداى كنند در ايّام [١]معلوم،يعنى عشر ذىالحجّه.اين قول حسن و قتاده است.و گفتند:ايّام معدودات،ايّام تشريق باشد.و ابو جعفر باقر-عليه السّلام [٢]-عكس اين گفت،گفت:براى آنكه ذكر به تكبير در ايّام تشريق باشد،و نيز لقوله تعالى: عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ ،و اين در ايّام تشريق باشد،و اين قول عبد اللّه عمر است.محمّد كعب [٣]گفت:هر دو يكى است،معلومات و معدودات.و آنان كه گفتند:ايّام معلومات [٤]،ايّام تشريق است،گفتند:براى آنكه اندك است بر آنچه روزى كرد ايشان را از بهيمۀ انعام [٥]،از چهارپايان كه آنجا كشند به هدى و اضحيّه. فَكُلُوا مِنْهٰا ،بخورى از آن.مجاهد و عطا گفتند:خداى تعالى امر كرد ما را كه از هدى بخوريم جز كه اين امر [٦]مندوب است،واجب [٧]نيست،و مذهب ما هم چنين است.و اصحاب ظاهر گفتند:واجب است. وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ ،و ازآنجا طعام [٨]دهى مرد [٩]درويش را كه علامت درويشى بر او پيدا باشد.و بائس، ذو البؤس باشد من باب لابن و تامر،و البأس و البؤس الشّدّة.و اين براى آن گفت كه در جاهليّت چون چيزى بكشتندى براى هدى،خانه از آن نخوردندى.
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ ،آنگه بفرماى تا مناسك حج بگزارند از:احرام،و وقوف به عرفات،و مشعر،و طواف،و سعى،و رمى الجمار،و حلق،اين قول عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه عمر است.و بعضى [١٠]گفتند:تفث،ازالت وسخ احرام باشد به حلق و غسل.
ازهرى گفت:تفث،در لغت نمىشناسند الّا از قول عبد اللّه عبّاس.بعضى دگر گفتند [١١]تفث،موى شوراب [١٢]گرفتن باشد و موى بغل پاك كردن و ناخن گرفتن و موى عانه پاك كردن.و عكرمه گفت:تفث،موى و ناخن باشد.[و ابىّ
[١] .همۀ نسخه بدلها:ايّامى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:محمد بن كعب.
[٤] .اساس:معلومات،با توجّه به اتّفاق نسخه بدلها و فحواى عبارت تصحيح شد.
[٥] .آج،لب:بهيمة الانعام.
[٧] [٦] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:طعامى.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مردم.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+دگر.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:قضاى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:شارب.