روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٤ - ترجمه
فَالَّذِينَ [١]كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيٰابٌ مِنْ نٰارٍ ،[ا] [٢]ما كافران را براى ايشان جامهها ببرند از آتش و از بالاى سر ايشان حميم فروريزند.و«حميم»آب تافته [٣]باشد.
يُصْهَرُ بِهِ مٰا فِي بُطُونِهِمْ ،بگدازند به آن حميم آنچه در شكم ايشان باشد از احشا و امعا.
ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:چون حميم به سر ايشان فروريزند به مغز ايشان فروشود تا به پهلو و شكم ايشان رسد،احشاء ايشان گداخته كند و همچنين در همه اندام ايشان برود تا به قدم ايشان رسد.آنگه گفت:
اين«صهر»باشد.باز دگرباره با سر شوند و همچنين مىكنند با او.و«صهر»در لغت [٤]گداختن باشد [٥]،يقال صهرت الشّحم اصهره صهرا،قال الشّاعر:
تروي لقى القى في صفصف
تصهره الشّمس و لا [٦]ينصهر
و قال آخر:
شكّ السّفافيد الشّواء المصطهر
قوله: وَ لَهُمْ[مَقٰامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ،جمع«مقمعه»و آن مقرعه باشد،و ايشان را مقامعى باشد از آهن،كه قمع كنند] [٧]ايشان را به آن،و آن آلت قمع و قهر و زجر باشد.
كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهٰا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهٰا ،هرگه كه خواهند [٨]كه ازآنجا بيرون آيند [٩]با جاى فگنند ايشان را.در خبر است كه دوزخ هروقت زفير كند و به شرر [١٠]اهلش را چندان براندازد كه از دوزخ بيرون افتند و خواهند تا بروند، زبانيگان به اين مقامع آهن بكوبند ايشان را و با دوزخ اندازند. وَ ذُوقُوا ،در كلام محذوفى هست،اى و قيل لهم ذوقوا،و گويند ايشان را كه بچشى عذاب آتش سوزنده.
حريق به معنى محرق باشد كالاليم،بمعنى المؤلم.و ذوق،طلب ادراك طعم باشد
[١] .آب،آز:فامّا الّذين.
[٢] .اساس:ندارد،از آط آورده شد.
[٣] .آب،آز:گرم كرده،آج،لب:تافتۀ گرم.
[٤] .آب،آز+عرب پيه.
[٥] .آط،آج،لب:گداختن پيه.
[٦] .آط،آب،آج،لب،آز:فلا.
[٧] .اساس:افتادگى دارد،از آط افزوده شد.
[٨] .اساس:خواهد،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:آيد،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .آج،لب:بشر.