روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
من زمين به ميراث به صالحان امّت محمّد دهم،و اين قول باقر است-عليه السّلام.و اصحاب ما به اين آيت استدلال كردند بر خروج مهدى-عليه السّلام- [١]و وجه استدلال آنكه گفتند خداى تعالى گفت:من در كتب اوايل نوشتهام يكى از پس ديگر،و بر پيغامبر مقدّم فرستاده كه:من جمله زمين [٢]-براى آنكه«لام»تعريف جنس است و استغراق را باشد و از اطلاق او جز زمين دنيا نشناسند-به ميراث به بندگان صالح دهم،و اطلاق قديم تعالى در حقّ شخصى لفظ صالح دليل عصمت او كند براى آنكه يكى از ما كه تزكيۀ غيرى كند آن باشد كه گواى [٣]دهد بر صلاح ظاهر او براى آنكه باطنش نداند و برآن مطّلع نباشد،چون خداى تعالى اين تزكيه كند دليل عصمت مزكّى باشد براى آنكه او عالم است به ظاهر و باطن،و مطّلع بر اسرار و نهانى،و در امّت كس به عصمت ائمّه نگفت و اثبات معصومى نكرد جز اماميان،پس از اين وجه دليل كند بر آنكه مراد به آيت معصومى باشد [٤].
اگر گويند:صالحين جمع است و او يكى است،جواب گوييم:براى توقير و تعظيم واحد را به لفظ جمع برخوانند،دگر آنكه:روا بود كه مراد او باشد و جماعتى اصحابان او،جز كه عصمت او معلوم باشد به دليل،و عصمت ايشان مجوّز،و ما را معلوم نباشد از جهت آنكه بر تعيين ايشان دليلى نيست.
إِنَّ فِي هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِينَ ،حقتعالى گفت در اين،يعنى در اين كه رفت از اهلاك كفّار و ادالت [٥]مؤمنان.و گفتهاند:«هذا»،اشارت است به قرآن،در او بلاغى و وصولى و رسيدنى هست به مراد و مقصود گروهى خداىپرستان را.
آنگه گفت: وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ ،و ما نفرستاديم تو را اى محمّد جز رحمت و بخشايش جهانيان.و در آيت دليل است بر بطلان قول مجبّره،آنجا كه گفتند:
خداى را بر كافر هيچ نعمتى نيست،خداى تعالى مىگويد:تو رحمت و نعمت جهانيانى.و وجه آنكه رسول نعمت است و رحمت بر كافران،آن است كه:وجود او و دعوت او لطف است ايشان را،و آنچه ايشان اجابت دعوت او نكنند از ايشان است
[١] .مش:آخر الزّمان.
[٢] .آب،آز،مش+را.
[٣] .آب،آج،لب،آز،مش:گواهى.
[٤] .چاپ شعرانى:(٦٤/٨)معصومين باشند.
[٥] .چاپ شعرانى:(٦٥/٨)ازالت.