روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨ - ترجمه
.قرّاء خواندند: فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ ،بى«الف»به همزه،يعنى در چشمۀ خرّ[ۀلوش] [١]ناك.عبد اللّه عبّاس گفت،بر ابىّ [٢]كعب خواندم: حَمِئَةٍ او گفت:بر رسول -عليه السّلام-خواندم: فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ كعب الاحبار گفت:در تورات چنين است كه:في عين سوداء،در چشمۀ سياه.عبد اللّه عبّاس گفت:به نزديك معاويه حاضر بودم،اين آيت بخواندند آنجا،في عين حامئة[به«الف».معاويه مرا گفت:چگونه مىخوانى اين كلمه را؟گفتم: فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ ] [٣]،و جز چنين نمىخوانم.معاوية، عبد اللّه عمر را گفت:چگونه مىخوانى؟گفت:حامية.عبد اللّه عبّاس گفت:
قرآن به خانۀ ما فرود آمد،من از تو و از او به دانم.معاويه كس فرستاد و كعب الاحبار را حاضر كرد و از او پرسيد كه:در تورات چگونه يافتى كه آفتاب كجا فرومىشود ؟كعب گفت:امّا تازى شما به دانى[و امّا] [٤]در تورات چنين است:في ماء و طين،به ميان آبوگل فرومىشود.مردى از قبيله ازد حاضر بود،او گفت كه عبد اللّه عبّاس اين حكايت مىكرد،گفت:اگر من حاضر بودمى آنجا ابياتى بخواندمى كه قوّت قول تو است.[٥-ر]گفتم:آن ابيات چيست؟گفت:اين ابيات است كه تبّع مىگويد،شعر:
قد كان ذو القرنين قبلي مسلما
ملكا تدين له الملوك و تسجد
بلغ المشارق و المغارب يبتغي
اسباب امر من حكيم مرشد
فرأى مغاب [٥]الشّمس عند غروبها
في عين ذي خلب و ثأط حرمد
عبد اللّه عبّاس گفت:خلب چه باشد؟گفت:گل باشد به لغت ايشان.گفت:
ثأط چه باشد؟گفت:خرّ [٦]باشد.گفت:حرمد چه باشد؟گفت:سياه.يكى را بخواند و گفت:اين بيتها بنويس.
ابو العاليه گفت:آفتاب به چشمهاى فرومىشود كه آن چشمه او را به مشرق مىاندازد. وَ وَجَدَ عِنْدَهٰا قَوْماً ،و نزديك آن گروهى [٧]را يافت. قُلْنٰا يٰا ذَا الْقَرْنَيْنِ ، ما گفتيم اى ذو القرنين! إِمّٰا أَنْ تُعَذِّبَ ،با اينان دو كار كن به حسب استحقاق،اگر
[٤] [٣] [١] .اساس:ظاهرا افتاده است،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق همۀ نسخهها،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:براى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مغار.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خرّه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:قومى.