روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
[٤٢-پ] بنوشتيم ما در زبور از پس ذكر كه زمين به ميراث گيرند بندگان نيكان.
[١] در اين رسيدنى هست گروهى پرستندگان را.
و نفرستاديم تو را مگر رحمتى براى جهانيان.
بگو كه وحى مىكنند[به من] [٢]كه خداى شما يك خداست،هستى [٣]مسلمان! اگر بر گردند بگو آگاه كردم[شما را] [٤]بر راستى و اگر ندانم من كه نزديك است يا دور آنچه وعده مىكنند شما[را] [٥].
او داند آشكارا از سخن،و داند آنچه پنهان مىدارى.
و ندانم [٦]و اگر آن آزمايشى است [٧]شما را و برخوردارى تا به وقتى.
[٨] گفت [٩]خداى من حكم كن براستى و خداى ما بخشاينده يارى خواسته است بر آنچه شما وصف مىكنى.
قوله تعالى: وَ أَيُّوبَ إِذْ نٰادىٰ ،حقتعالى عطف كرد اين آيت را بر آيتهايى كه پيش از اين است،گفت: وَ أَيُّوبَ ،التّقدير و اذكر ايّوب،و ياد كن ايّوب را. إِذْ نٰادىٰ ،چون ندا كرد و بخواند خداى خود را،و در آن ندا گفت: مَسَّنِيَ الضُّرُّ ،به من
[١] .آب+بهدرستى كه.
[٥] [٤] [٢] .آط:ندارد،از آب،افزوده شد.
[٣] .آج،لب:هيچ نيستيد.
[٦] .آج،لب:ندانيم.
[٧] .آب،شايد كه آن را آزمايشى باشد.
[٨] .آط و ديگر نسخه بدلها:قل،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٩] .آط،و ديگر نسخه بدلها:بگو،به قياس با معنى كلمه از قرآن مجيد،تصحيح شد.