روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
مرگ اهلش باشد،چون خداوند سراى مرد،سراى ويران شد.و گفتند:بموت العلماء،خراب زمين به مرگ عالمان باشد كه هركجا در او عالمى نباشد آن ديار و آن زمين خراب بود،اگرچه تو آن را آبادان شناسى. أَ فَهُمُ الْغٰالِبُونَ ،قتاده گفت:
ايشان غلبه خواهند كردن رسول را با چندين آيات و معجزات كه مىبينند و با چندين نصرت كه مىبينند كه خداى[مىكند] [١]او را در مقامى پس مقامى،يا ايشان طمع دارند كه غالب شوند خدايى [٢]كه قهّار و جبّار است [٣]؟ آنگه رسول را فرمود كه،بگو اين كافران را كه:من شما را به وحى مىترسانم و اعلام مىكنم،و كار من اين است،و به دست من جز اين نيست.امّا آنكه شما را على كلّ حال حمل كنم به الجابر [٤]سماع و قبول،نه كار من است چه شما بمثابت كرّانى در اصغا ناكردن و مبالات ناكردن،و كر چيزى نشنود.جملۀ قرّاء خواندند:
وَ لاٰ يَسْمَعُ الصُّمُّ ،به فتح«يا»و [٥]رفع ميم صمّ على اسناد الفعل الى الصّمّ،مگر ابن عامر كه او خواند:و لا تسمع الصمّ الدّعاء،و تو كر [٦]را چيزى نتوانى [٧]شنوانيدن.به ضمّ«تا»و كسر«ميم»و نصب ميم صمّ على اضافة الفعل الى النّبىّ-عليه السّلام- و نصب الصّمّ على المفعول الاوّل،و اين بر سبيل مبالغت در تشبيه فرمود حقتعالى كه ايشان در قلّت اصغاء و انتفاع به سماع بمثابت كرانند،و الّا بر حقيقت شنوااند، چنان كه شاعر گفت-شعر:
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادي
إِذٰا مٰا يُنْذَرُونَ
،چون بترسانند ايشان را،گفتند [٨].[ما] [٩]زيادت است،و اولىتر آن است كه مصدرى باشد،يعنى وقت الانذار.
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذٰابِ رَبِّكَ ،آنگه حقتعالى بر سبيل تذكّر [١٠]و تنبيه
[٩] [١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:خداى را.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+ قُلْ إِنَّمٰا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَ لاٰ يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعٰاءَ إِذٰا مٰا يُنْذَرُونَ .
[٤] .آج،لب:و.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و ميم.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:كرّان.
[٧] .آج،لب:چنين توانى.
[٨] .آط،آب،آز:گفت.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:تذكير.