روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣ - ترجمه
تا چون برسيد به فروشد- نگاه [١]آفتاب،يافت آن را كه فرومىشد در چشمهاى گرم و يافت نزديك آن گروهى،گفتيم اى ذا القرنين،امّا عذاب كنى و امّا [٢]گيرى در ايشان نيكويى.
گفت امّا آنكه ظلم كند،عذاب كنيم او را پس بازبرند او را با خداى كه عذاب كند او را عذابى منكر.
و امّا آنكه ايمان آرد و كار نيكو كند،او را باشد جزاى نيكوتر،و گوييم او را از كار ما آسانى [٣].
پس پسروى كرد سبب را.
تا برسيد به بر آمد نگاه [٤]آفتاب،يافت آن را كه بر مىآمد بر گروهى كه نكرديم ايشان را از پيش او پردهاى [٥].
همچنين گرد آورديم با آنچه نزديك او بود علم.
پس،پسروى كرد سببى را.
تا آنگه كه برسيد به ميان دو سدّ،يافت از پيش آن [٦]گروهى را كه نزديك بود كه ندانند سخن[گفتن را] [٧].
گفتند:اى ذو القرنين!اين جماعت يأجوج و مأجوج تباهىكنندهاند در زمين [٨]كنيم تو را خراجى بر آنكه بكنى ميان ما و
[١] .آج،لب:فروشدن.
[٢] .آب:يا.
[٣] .آج،لب:گوييم با او از كار آسان.
[٤] .آج،لب:بر آمدن.
[٥] .آج،لب:پيش ايشان پردۀ حجاب.
[٦] .آج،لب:از فرود آنان.
[٧] .آط:ندارد،از آب افزوده شد.
[٨] .آب+آيا.