روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٧ - ترجمه
عَجَلٍ [١] ،دأب و خلق او عجله است،تا پندارى كه او را خود از آن آفريدند [٢]،چنان كه كسى را وصف كنند به چيزى،گويند:فلان كلّه فهم و علم،و فلان اكل و شباب [٣]و شراب [٤]،قالت الخنساء في وصف بقره:
ترتع [٥]ما رتعت حتّى اذا ادّكرت [٦]
فانّما هى اقبال و ادبار
اى تكثر الاقبال و الادبار. سَأُرِيكُمْ آيٰاتِي فَلاٰ تَسْتَعْجِلُونِ ،گفت:من آيات و معجزات خود با شما نمايم،بر من شتابزدگى مكنيد.
وَ يَقُولُونَ مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ،مىگويند تو را اين كافران كه:
اين وعده و نويد كه مىگويى از نزول و ظهور آيات،كى خواهد بودن؟و گفتند:مراد به«وعد»،قيامت است،و وعد [٧]به معنى موعود است،اگر راست مىگويى.
آنگه گفت: لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا -الآية،گفت:اگر بدانند كافران آنگه ايشان را آتش از روى [٨]و از پشت خود بازنتوانندداشتن،يعنى آتش به ايشان محيط شده باشد. وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ ،و نه نيز ايشان را نصرت كنند و يارى دهند.و جواب او بيفگند لدلالة الكلام عليه،و التّقدير:لعلموا [٩]صدق ما وعدوا به،بدانند صدق آنچه ايشان را به آن وعده مىدهند.
آنگه گفت: بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً ،اين [١٠]ساعت كه به ايشان آيد،به ناگاه آيد.
فَتَبْهَتُهُمْ ،ايشان را مبهوت و متحيّر گرداند. فَلاٰ يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهٰا ،نتوانند ردّ و دفع آن كردن. وَ لاٰ هُمْ يُنْظَرُونَ ،و نه ايشان را مهلت دهند.
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ ،ايزد-جلّ جلاله-در اين آيت رسول را -عليه السّلام-تسليت داد و گفت:اوّل كس از رسول [١١]من كه كافران از او فسوس داشتند و به او استهزا كردند نه تويى،پيغامبرانى كه پيش [١٢]تو بودند [١٣]،استهزا
[١] .آج،لب+آدمى از.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آفريدهاند.
[٣] .كذا،در اساس،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:اكل شراب.
[٥] .اساس:ترتعت،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٦] .اساس:اذا ادّركت،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٧] .آج،لب:وعده.
[٨] .آب،آج،لب،آز+خود.
[٩] .آط آج،لب:تعلموا.
[١٠] .آط،آب،آز:آن.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:رسولان كه با سياق عبارت فارسى ملايمتر مىنمايد.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+از.
[١٣] .آط+هم.