روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكٰانَتْ لِمَسٰاكِينَ ،امّا كشتى جماعتى درويشان را بود كه در دريا كار كنند براى ايشان.
عكرمه گفت از عبد اللّه عبّاس كه:آن كشتى هزار دينار ارزيد،و آيت دليل آن مىكند كه مسكين آن باشد كه او را چيزى باشد و كفافش [١]نباشد و زكات به او توان دادن،چون چيزى دارد و به آن تصرّف نتواند كردن.و در اخبار ما چنين آمد [٢]كه:اگر هفتاد درم دارد،و تصرّف تواند كردن به آن زكات فرا او [٣]نشايد دادن.و اگر هفتصد [٤]درم دارد و تصرّف نتواند كردن زكات فرا او [٥]شايد داد.
كعب گفت:آن كشتى از ميان ده برادر بود،پنج بر زمين بودند و پنج در كشتى كار كردندى.و در شاذّ خواندند:كانت لمساكين،به تشديد«سين»اى بخلاء.آن كشتى جماعتى بخيلان را بود،و اين قرائت وجهى ندارد. فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهٰا ،من خواستم تا آن را عيبناك كنم،چه از پيش روى ايشان پادشاهى ظالم بود كه كشتيهاى درست به غصب مىستد.
و در«وراء»،خلاف كردند،بعضى گفتند:قدّام است،و بعضى گفتند:خلف است،و در لغت هر دو هست و از اسماء محتمله است،امّا اين جا دو قول گفتند [٦]، يكى آنكه:امام خواست،دوم آنكه:خلف خواست،جز آنكه [٧]ره ايشان در وقت بازگشتن بر او بود.و گفتهاند:وراء،آن را خوانند كه در پيش تو بود بر وجهى كه به تو رسد و تو را بازگذارد و بازپس تو افتد،چنان كه گويند:البرد وراءك،سرما در پيش [٨]تو است،قال الشّاعر:
أ ليس ورائي ان تراخت منيَّتي
لزوم العصا يحنى عليها [٩]الاصابع
و قال اللّه تعالى: مِنْ وَرٰائِهِ جَهَنَّمُ... [١٠]،و قال: مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ [١١]اى امامهم،
[١] .آج،لب:كفايتش.
[٢] .آج،لب:آمده.
[٣] .آج،لب:مر او را.
[٤] .آج،لب،آز:هفصد.
[٥] .آج،لب:مر او.
[٦] .آج،لب:گفتهاند.
[٧] .آج،لب:چرا كه.
[٨] .آب،آز،مش+پس.
[٩] .آط و ديگر نسخه بدلها:يحنى على الاصابع،به قياس با چاپ مرحوم شعرانى(٣٦٤/٧)و مآخذ شعر و تفسير تصحيح شد.
[١٠] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ١٦.
[١١] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ١٠٠.