روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
و قرائت آنكس كه او خواند: كَيْدُ سٰاحِرٍ ،اضافة الفعل الى فاعله باشد،و قرائت آنكس كه«كيد سحر»خواند،از باب مسجد الجامع و يوم الجمعة باشد،چه كيد خود سحر است. وَ لاٰ يُفْلِحُ السّٰاحِرُ ،و فلاح و ظفر نيابند [١]ساحران [٢]به هر راه كه آيند [٣]،يعنى به هر چيز [٤]كه [٥]كند.
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً ،ساحران را به روى در آوردند به سجده.و براى آن بر فعل مجهول گفت كه،چون معجزه موسى بديدند-و ايشان ساحر بودند و تعاطى سحر كرده ساليان بسيار-به اوّل نظر بدانستند كه آن نه از جنس سحر است،چه انواع سحر بر [٦]ايشان پوشيده نبود،علم حاصل شد ايشان را به حقّى [٧]و درستى آن بر وجهى كه رفعش وقت را ممكن نبود،به سجده در آمدند چنان كه پنداشتى كه ايشان را به سجده در آوردند.وجهى دگر آنكه:چون به توفيق خداى و لطف و تمكين و تخليۀ او كردند،به منزلت آن بود [٨]از روى مجاز كه خداى كرد،براى آن گفت: فَأُلْقِيَ .و قوله: سُجَّداً ،نصب او بر حال است از مفعول.و قٰالُوا آمَنّٰا ،گفتند ايمان آورديم به خداى هارون و موسى تا كسى گمان نبرد كه ايشان به اين خداى فرعون را خواستند.
قٰالَ آمَنْتُمْ ،ابن كثير و حفص و ورش خواندند: آمَنْتُمْ ،على لفظ الخبر،و كوفيان الّا حفص به دو همزه خواندند على الاستفهام.و باقى قرّاء به همزهاى از پس او مدّى.
عند آن فرعون گفت ايشان را،امّا بر خبرى [٩]بر وجه تقريع و تعنيف،و امّا بر استفهام، هم بر اين وجه:ايمان آوردى به موسى پيش ازآنكه من دستورى دادم شما را،او استاد و مهتر شماست،كه اين سحر شما را او آموخت،من بفرمايم تا شما را دست و پاى ببرند برخلاف،يعنى دست راست و پاى چپ،و آنگه شما را بردار كنم [١٠]بر درختان خرما،و براى آن درخت خرما اختيار كرد اين كار را تا درازتر بود و هايلتر و بلندتر تا همهكس بينند [١١].و گفتند:اوّل كس كه اين عقوبت بر اين وجه فرمود
[١] .آب،آز،مش:نيابد.
[٢] .آب،آز،مش:ساحر.
[٣] .آب:آيند.
[٤] .لب:خير.
[٥] .آب،آز،مش+توجّه.
[٦] .آج،لب:از.
[٧] .لب:خفى.
[٨] .آج،لب+كه.
[٩] .آب،آز،مش:خبر.
[١٠] .آز:كشم.
[١١] .آب،آز،مش:بيند،آج،لب:ببينند.