روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦١ - ترجمه
ساحران.و ابو عمرو بن العلاء و عيسى بن عمر [١]خواندند:انّ هذين لساحران،بر اصل خود به«يا»،و ابو عمرو گفت:شرم دارم از خداى كه:«انّ هذان»خوانم و باقى قرّاء «ان هذان»خواندند،و گفتند:از عائشه پرسيدند اين آيت،و قوله: وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاٰةَ [٢]...،و قوله: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هٰادُوا وَ الصّٰابِئُونَ [٣]...،گفت:اينهمه خطاى است از نويسنده.و ابان گفت:اين آيت پيش عثمان بخواندم،گفت:لحن است،گفتم:پس بگردانيم از مصحف،گفت:رها كنى كه حلالى و حرامى به او تعلّق ندارد،و اين قول ضعيف است لمخالفة الاجماع،براى آنكه در امّت كس نگفت كه در قرآن لحنى هست.و اهل علم در اين وجوهى گفتند،يكى آنكه:اين لغت بلحارث [٤]بن كعب است و خثعم و زبيد و كنانه،كه ايشان اسم مثنىّ را در هر سه حال از رفع و نصب و جرّ به«الف»گويند.فرّاء گفت:مردى را ديدم كه از او فصيحتر نديده بودم كه اين بيت بخواند:
و اطرق اطراق الشّجاع و لو يرى
مساغا لناباه الشّجاع فصمّما [٥]
و يقولون:كسرت يداه و ركبت علاه،در جاى يديه و عليه،و قال شاعرهم:
تزوّد منّا بين اذناه ضربة
دعته الى هابى [٦]التّراب عقيم
و بر لغت دگر عرب،بين اذنيه بايد،و قال آخر:
اىّ [٧]قلوص راكب تراها
طاروا علا هنّ فطر علاها
اى عليهنّ و عليها،و قال آخر:
انّ اباها و ابا اباها
قد بلغا في المجد غايتاها
و بعضى دگر گفتند:«انّ»به معنى نعم است،اى نعم هذان.و گفتند:اعرابى از عبد اللّه زبير چيزى خواست،نداد او را.اعرابى گفت:لعن اللّه ناقة حملتني
[١] .آط:عيسى بن عمرو،به قياس با نسخۀ مش،تصحيح شد.
[٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٦٢.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٦٩.
[٤] .آب،آز،مش:أبو الحارث.
[٥] .كذا در آط و ديگر نسخه بدلها،اغلب مآخذ شعر«لصمّما»ضبط كردهاند.
[٦] .آط و ديگر نسخه بدلها:ما فى،به قياس با نسخۀ چاپى و مآخذ شعر تصحيح شد.
[٧] .مش:اى ان.