روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
از ميان ما!موعدى كن كه آن موعد را خلاف نكنيم نه ما و نه تو. مَكٰاناً سُوىً ،بدل موعد است،اى مكانا مستويا [١]،بر زمينى راست.مقاتل و قتاده گفتند:عدلا بينك و بيننا.عبد اللّه عبّاس گفت:نصفا،اى انصافا.كلبى گفت:سوى هذا المكان،جز اين جايگاه كه ما در اوييم اين ساعت.ابو عبيده گفت:وسطا بين القريتين،ميان دو شهر،قال الشّاعر:
وجدنا ابانا كان حلّ ببلدة
سوى بين قيس [٢]،قيس عيلان،و الفزر
عاصم و حمزه و حسن بصرى و اعمش خواندند:«سوى»به ضمّ السّين،و اين دو لغت است،مثل:عدى و عدى،و طوى و طوى.
قٰالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ ،موسى-عليه السّلام-گفت:موعد شما روز زينت است.در او خلاف كردند،مقاتل و كلبى گفتند:روز عيدى بود ايشان را معروف.
سعيد بن المسيّب گفت:روز بازارى [٣]بود ايشان را كه خويشتن بياراستندى و به آن بازار شدندى.بعضى دگر گفتند:روز نوروز بود.حسن بصرى خواند و غيره [٤]،عن حفص عن عاصم:يوم الزّينة،به نصب بر ظرف و خبر مبتدا در او مقدّر باشد.و باقى قرّاء،به رفع على الابتداء و الخبر. وَ أَنْ يُحْشَرَ النّٰاسُ ضُحًى ،«ان»مع الفعل در محل جرّ است عطفا على الزّينة،اى يوم حشر النّاس ضحى،و محلّ«ضحى»نصب است على الظّرف،و آن روز كه بر عادت مردمان را جمع كنند در وقت چاشت.
براى آن اين وقت اختيار كرد تا نهارا جهارا باشد،ليكون ابلغ في الحجّة و ابعد من الرّيبة.
فَتَوَلّٰى فِرْعَوْنُ ،فرعون از مناظرۀ موسى اعراض كرد با طلب سحر و سحره. فَجَمَعَ كَيْدَهُ ،و كيد خود جمع كرد. ثُمَّ أَتىٰ ،آنگه به موعد گاه آمد،و قصّۀ دراز در اين دو لفظ اظهار كرد كه: فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتىٰ ،عبد اللّه عبّاس گفت:هفتاد و دو مرد ساحر بودند،با هريكى از ايشان چوبى و رسنى بود.و گفتند:چهارصد مرد بودند و هريكى خروارى چوب و رسن داشتند.
[١] .آج،لب:مسويّا،چاپ شعرانى(٤٦٨/٧)سويّا.
[٢] .آط و ديگر نسخه بدلها:نفس،به قياس با چاپ شعرانى(٤٦٨/٧)و منابع شعر و لغت تصحيح شد.
[٣] .آب:بازارهاى.
[٤] .آب،آج،لب،آز:نميره.