روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٧ - ترجمه
وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ،و او را در كار من با من شريك كن،يعنى در دعوت كردن فرعون.و گفتند:در نبوّت،و اگر چنين بود اين سؤال بىدستورى نكرده باشد،يا مشروط بود به شرط مصلحت،يعنى اگر دانى كه صلاحيت اين كار دارد او را به پيغامبرى با من بفرست.خداى تعالى دانست كه او آن كار را بشايد،دعاى موسى اجابت كرد.
جملۀ قرّاء خواندند: اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِي ،به ضمّ همزه على امر المخاطب، وَ أَشْرِكْهُ به فتح همزه،مگر ابن عامر،و در شاذّ حسن بصرى و ابن ابى اسحاق،كه ايشان خواندند:اشدد به فتح«الف»على الخبر من نفسه،و جزم براى جواب امر.و اشركه به ضمّ همزه و كسر«را»هم بر اين خبر از خويشتن تا من پشت خود به او قوى كنم و او را در كار خود شريك كنم،يعنى دعوت.و اگر بر پيغامبرى حمل كنند،معنى آن بود كه:به اذن و فرمان تو اگر مصلحت دانى.
«كى»،براى تعليل باشد،تا ما به يك جاى تو را تسبيح كنيم بسيارى و ذكر و ثناى تو كنيم بسيارى كه تو به احوال ما عالمى.
خداى تعالى گفت:اين دعاى تو [١]به اجابت مقرون كردند،و مراد تو بدادند.و «سؤل»،آن مراد باشد كه سؤال كنند و خواهند،فعل به معنى مفعول،كالخبز بمعنى المخبوز.
اىعجب اگر موسى را يارى بايست در نبوّت كه او را وزير باشد و معاون بر اداى رسالت،و او را به فرعون فرستاده بودند،رسول ما را كه به كافّة النّاس بلكه به جنّ و انس فرستادند-و هريكى از صناديد قريش فرعونى بودند-او را وزيرى نبايست؟بلى!او را وزيرى بود و هم برادر او بود به فرمان خداى و خليفۀ او بود از پس او تا لا جرم گفت او را:
انت منّي بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدي، گفت:يا على!تو را از من منزلت هارون است از موسى،جز پيغامبرى.اين خبرى است متلقّى به قبول،و همۀ طوائف روايت كنند،و اين خبر دليل امامت اميرالمؤمنين مىكند براى آنكه از ظاهر خبر مفهوم آن است كه:رسول-عليه السّلام-
[١] .آج،لب:بر تو.