روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٠ - ترجمه
مالك شفاعت نباشند امّا متّخذان عهد ايشان را شفاعت رسد و مقبول الشّفاعة باشند.
و بعضى دگر گفتند:محلّ«من»نصب است به حذف حرف الجرّ،كأنّه قال:الّا لمن اتّخذ،آنگه معنى آن باشد كه:مجرمان و جز مجرمان از متّقيان مالك شفاعت نباشند،و در حقّ كسى شفاعت نتوانند كردن الّا در حقّ آنكس كه او عهدى [١]دارد به نزديك خداى تعالى[از توحيد] [٢]،و بر قولهاى اوّل«من»شافع باشد،و بر اين قول «من»مشفوع له باشد،و نظيره قوله:... وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ [٣]...،و در «عهد»،اين دو قول است:يكى توحيد،و يكى وصيّت.و أبو وائل روايت كرد [٤]گفت از رسول-عليه السّلام-شنيدم كه مىگفت اصحابش را روزى:
أ يعجز احدكم ان يتّخذ كلّ صباح و مساء عهدا عند اللّه [٥]، گفت نتواند يكى از شما [٦]كه هر بامدادى و شبانگاهى به نزديك خداى تعالى عهدى گيرد؟گفتند:چگونه؟گفت:هر بامداد و شبانگاه بگويد:
اللّهم فاطر السّماوات و الارض عالم الغيب و الشّهادة انّي اعهد اليك في هذه الحياة الدّنيا بأنّي اشهد ان لا اله الّا انت وحدك لا شريك لك و انّ محمّدا عبدك و رسولك و انّك ان تكلني الى نفسي تقرّبني من الشّر و تباعدني من الخير و انّي لا اثق الّا برحمتك فاجعل لي عندك عهدا توفّينيه [٧]يوم القيامة انّك لا تخلف الميعاد ،چون اين بگويد مهرى[١٩-پ]بر وى نهند و در زير عرش بنهند.
چون روز قيامت باشد،منادى ندا كند:أين الّذين لهم عند اللّه عهد،كجااند آنان كه به نزديك خداى عهدى دارند [٨]و ايشان را به بهشت برند.
وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً ،يعنى جهودان و ترسايان و مشركانى [٩]كه گفتند:
فريشتگان دختران خداىاند.و حمزه و كسائى«ولدا»خواندند،و آن در چهار جاى است:بضمّ الواو و سكون اللام دو جاى در اين سورت،و يك جاى در سورة
[١] .همۀ نسخه بدلها:عهد.
[٢] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٣] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٢٨.
[٤] .آط و همۀ نسخه بدلها+از عبد اللّه مسعود كه او.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عند اللّه عهدا.
[٦] .اساس:ما،به قياس با نسخه آط،و اتّفاق نسخه بدلها و معنى عبارت،تصحيح شد.
[٧] .آب،آز،توفيته.
[٨] .اساس:دانند،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:مشركان.