فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٣٠ - مَعانى و بَيان
استعاره و تشبيه را موجب تأكيد موضوع مورد نظر مىداند و گويد:يك حالت اعجاب و شگفتى ايجاد مىكند كه شنونده را تحت تأثير قرار مىدهد.
استعاره بنا بر رأى وى بيشتر در شعر استعمال مىشود تا در نثر و بايد مورد و محل بكار بردن آن را شاعران و - نثرنويسان بنحوى بشناسند.
مىدانيم كه ابن سينا با وجود آنكه در بسيارى از مسائل خود نظر داشته است و اظهار عقيده كرده است مع ذلك اصول و مواد تمام مباحث را از فيلسوفان قبل از خود گرفته است و بدين ترتيب رابطه بلاغت با فلسفه ارسطو از همان ابتداء نشود و رشد بلاغت شروع شده است.
و مىدانيم كه بسيارى از مباحث الفاظ را فرفوريوس صورى بعنوان مدخل وارد در منطق كرده است.و مبحث كليات خمس اساس كار وى بوده است و بالتبع مسائل ديگرى در مبحث الفاظ پيش آمده، مانند:دلالت و اقسام آن،تعريف مفرد و مركب و جزئى و كلى و...
در متن مقولات ارسطو بحث از الفاظ متفق و متواطى و متباين و مشتق شده است از اشتراك و ترادف استسعاره و مجاز و متشابه و منقول،مفرد،مركب، كلى،جزئى،ذاتى عرضى بحث شده است.
و بدين ترتيب كار فورفوريوس صورى ترتيب و تنظيم اين مباحث بوده است كه اين قسمت را مبحثى جداگانه قرار داد.
و بديهى است كه خود نيز قسمتهائى بدان افزوده است.ابن خلدون در اينجا رأى و عقيدۀ ديگر دارد كه البته با توجه و دقت و توجيه مىتوان گفت اختلاف چندانى با رأى ديگران ندارد.
وى در مورد علم بيان گويد:«هذا العلم حادث فى الملة بعد علم العربية و اللغة و هو من العلوم اللسانيه لانه متعلق بالالفاظ و ما تفيده و يقصد بها الدلالة عليه من المعانى و ذلك ان الامور التى يقصد المتكلم بها افادة السامع من كلامه هى اما تصور مفردات تسند و يسند اليها و يفضى بعضها الى بعض و الدلالة على هذه هى المفردات من الاسماء و الافعال و الحروف و اما تمييز المسند من المسند اليها.» سپس بلاغت را تعريف كرده است و انواع دلالتها را از استعارات و كنايات كه كار علم بيان است برشمرده است.وى گويد اولين كسانى كه در علم بيان سخن گفتند چيزى نوشتند جعفر بن يحيى و جاحظ و قدامه بودند و بعد از آن سكاكى و ابن مالك و جلال الدين قزوينى بترتيب در كتابهاى مفتاح العلوم.مصباح و ايضاح و اين فن را صنايع كماليّههم ناميدهاند.
و از همه بيشتر ملت فارس بآن توجه كرده است.و مىدانيم كه سكاكى خود بعلم كلام و فلسفه و منطق وارد بود و مدرس علم كلام بود و از لحاظ مذهب پيرو فرقۀ معتزله بوده است.و بدين جهت است كه ارتباط كلام و فلسفه بنحو كامل از مباحث كتاب مفتاح العلوم با بلاغت آشكار است وى مباحث استعارات و كنايات را بصورت قياسهاى منطقى بيان كرده است و البته در اين راه مبالغت كرده