فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٤٩ - فيلسُوفِ باطِل
از راه تغلب و چيرگى نباشد،زيرا گاه باشد كه پيشوا و امام متأله مكشوف و نموده شود و صاحب شوكت و استيلاء باشد و گاه باشد كه نهان باشد و آن همان كسى است كه مردم وى را قطب خوانند و او را رياست تامه است و لكن گمنام است.
و چون سياست واقعى جهان بدست اوست،زمان و عصر وى روزگارى بس روشن و نورانى خواهد بود.
و هرگاه جهان از تدبير حكيمى الهى تهى ماند ظلمتها و تاريكيها بر عالم و مردم آن چيره شود.
و بهترين طالبان و جويندگان دانش كسانى ميباشند كه طالب تأله و بحث باشند و در درجت پس از آن خواستاران تألهند و سپس جويندگان حكمت بحثى.
و بايد توجه داشت كه اين كتاب ما.
آن كسانى است كه هم خواستار و جوياى حكمت ذوقى باشند و هم جوياى حكمت بحثى و كسانى را كه تنها طالب و جوياى حكمتبحثى ميباشند و نه متألهند و نه جوياى حكمت ذوقى در اين كتاب سهمى و بهره نباشد و ما در اين كتاب و رموز و اسرارى كه در آن نهادهايم تنها با آنان كه در راه تأله و حكمت الهى كوشند سخن گوئيم آنان كه اهل رياضت باشند و يا جوياى تأله باشند.
و كمترين درجات خوانندۀ اين كتاب اين است كه بارقۀ خدائى بر دل او تابش كرده و فرود آمده باشد و ملكۀ وى شده باشد.
و آنان كه از بارقات الهى بهرور نشدهاند و بر دل آنان وارد نشده باشد و ملكۀ آنان نشده باشد نتوانند از اين كتاب بهره گيرند پس هر آن كس كه تنها جوياى بحث و حكمت بحثى بود بايد بدنبال روش مشائيان رود زيرا اين حكمت مشاء است كه بحث را سزد و در اين جهت نيكو و استوار ميباشد و ما را با چنين كسى سخنى نيست و در باب حكمت ذوقى اشراقى ما را با وى بحثى نباشد.