فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧٤ - مَفْهوم
ميباشد.
در خاتمه يادآور ميشويم كه مفاهيم مخالفه منحصر باقسام مزبوره نمىباشند و بلكه اقسام ديگرى از قبيل مفهوم زمان -مفهوم مكان-مفهوم لفظ البعض- مفهوم ليس كل و امثال و نظائر آنها در كتب اصول ذكر شده است لكن ما من باب رعايت اختصار فقط بذكر اقسام ششگانه فوق كه اشهر اقسام مفاهيم مزبوره ميباشند اكتفاء ورزيديم.
(اصول رشاد ص ١٤١-١٣٣) در اصول رشاد آمده است كه هرگاه مدلول لفظ،حكمى از احكام و يا وصفى از اوصاف شيئى باشد كه آن شىء در متن كلام ذكر شده و كلام نيز در حال نطق بر آن دلالت كند.منطوق و چنانچه مدلول لفظ حكم يا وصف شيئى باشد كه آن شىء در متن كلام ذكر نشده و كلام نيز در غير زمان نطق بر آن دلالت كند مفهوم ميباشد.
پس تفاوت منطوق با مفهوم از دو جهت است يكى آنكه در منطوق مدلول لفظ،حكم يا وصف شيئى مذكور در كلام است ولى در مفهوم مدلول لفظ حكم يا وصف شيئى غير مذكور در كلام است و ديگر آنكه دلالت لفظ در منطوق بلا فاصله و در حين نطق حاصل ميشود ولى در مفهوم پس از مداقه و تأمل:
مثلا جملۀ اكرم العالم كه مدلول آن حكمى از احكام ميباشد منطوقا بوجوب احترام بر عالم و مفهوما بر عدم وجوب احترام بر جاهل،دلالت ميكند-در دلالت اوليه مدلول يعنى حكم وجوب احترام برعالم در متن كلام مذكور شده و بعلاوه دلالت لفظ بر آن بلا فاصله و در حال نطق حاصل گرديده است ولى در دلالت دوم مدلول لفظ يعنى حكم عدم وجوب احترام بر جاهل در متن كلام ذكر نگرديده و به علاوه بر دلالت لفظ بر آن بلا فاصله در حال نطق حاصل نشده و بلكه پس از مداقه و تأمل.
و همچنين جمله زيد انما متبحر فى الطب مثلا كه مدلول آن وصفى از اوصاف ميباشد منطوقا بر تبحر زيد در علم طب و مفهوما بر عدم تبحر وى در غير علم طب دلالت ميكند-لكن مدلول لفظ در اولى مذكور در كلام و در دومى غير مذكور در متن كلام است-و نيز دلالت لفظ بمعنى اولى بلا فاصله و در حال نطق و بدويمى بعد از حال نطق ميباشد.
(اصول رشاد ص ١٣٠،١٢٩).
در فلسفه مفهوم يعنى ما يفهم اعم از آنكه از لفظ باشد يا از ذوات خارجى و بالاخره مفهوم گاه مقابل لفظ است يعنى آنچه از لفظ فهميده ميشود و گاه مقابل ذات است يعنى آنچه از آن متصور در ذهن است.
فلاسفه مراتب وجودى اشياء را(يعنى هر شىء را)چهار مرتبت ميدانند كه عبارت از مرتبۀ وجود عينى خارجى و وجود ذهنى و لفظى و كتبى باشد مراد از مفهوم، مرتبۀ ذهنى اشياء است كه گاه از راه القاء لفظ حاصل ميشود و گاه از راه اشراق مستقيم براى نفس حاصل ميشود و گاه از راه تفكر و انديشه و گاه از راه تجربه و