فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧٠ - مَفْهوم
زيادتر و يا با اولويت آن را مفهوم موافق گويند مانند «فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ» يعنى به پدر و مادر خود كلمات رنجآور و ضجرتآميز مگوئيد و مفهوم آن اين است كه آنها را بطريق اولى ناسزا نگوئيد و مضروب مكنيد و مفهوم مخالف آنست كه مفيد حكمى مخالف با حكم منطوق باشد چنانكه در مثال بالا گذشت.
مفهوم موافق را لحن خطاب و فحواى خطاب هم گويند در اينكه مفهوم شرط حجت است اختلاف است و فرقى نيست بين آنچه بعد از ادوات شرط باشد يا آنچه صريحا يا تضمنا دلالت بر تعليق كند و در اينكه مفهوم غايت حجت است نيز حرف است عدۀ آن را حجت دانند.
مثلا جمل «أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ» يا«صوموا الى الليل»و «لاٰ تَقْرَبُوهُنَّ حَتّٰى يَطْهُرْنَ» .
در اول و دوم مفيد اين است كه شب بايد افطار كرد و مثال سوم مفيد است كه پس از پاكى توان مضاجعت كرد.
و همين طورست بحث در مفهوم صفت مثل«الامير زيد و الشجاع عمرو»كه تقديم صفت افاده حصر كرده است و در اصل«زيد امير»بوده است و عدول كرده است از ترتيب طبيعى براى افاده حصر و همين طور است در مفهوم القاب مانند آنكه گفته شود«اكرموا عيسى رسول الله» در صورتى كه كلمۀ رسول لقب او شده باشد كه از آن چيزى فهميده نمىشود يعنى القاب مفهومى ندارند و همين طور مفهوم اعداد مثل «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ» و مفهوم وصف مانند«اكرم كل رجل عالم-و فى السائمة زكاة»و «رَبٰائِبُكُمُ اللاّٰتِي فِي حُجُورِكُمْ» و«البيعان بالخيار ما لم يفترقا»و «لاٰ تُكْرِهُوا فَتَيٰاتِكُمْ عَلَى الْبِغٰاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً» محققان اصوليان گويند مفهوم شرط و وصف حجت است و غايت و عدد و حصر را مفهوم نيست وعدۀ كليۀ مفاهيم را حجت ميدانند وعدۀ بر عكس.
(رجوع شود به كشاف ص ١١٥٤- كفايه ج ١ ص ٣٠٠،٣٦٣-قوانين ص ٩١-١٧١-١٨٨).
و بالجمله لفظ شرط در معانى چند بكار برده شده است.
١ مجرد الزام و التزام مانند نذر و يمين.
٢ الزام و التزام در بيع.
٣ نزد نحويان آنچه بدنبال حرف شرط آيد يا آنچه جملۀ شرطيه بر آن معلق باشد وجودا و بر عدم آن عدما و جمله شرطيه نيز در چند معنى بكار رود يكى آنچه مفيد تعليق وجود جزا باشد بر وجود شرط فقط مثل«ان كان هذا انسانا كان حيوانا»و عدم آن معلق بر عدم شرط نباشد مانند «لَوْ كٰانَ فِيهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اللّٰهُ لَفَسَدَتٰا» ديگر آنچه مفيد تعليق عدم جزاء بر عدم شرط است كه مصطلح اهل عربيت است.
در اصول رشاد آمده است:
مفهوم بر دو قسم است:
١-مفهوم موافق-يا لحن الخطاب- يا فحوى الخطاب ٢-مفهوم مخالف يا دليل الخطاب