فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٩٥ - قَضايا
پيوند يابند و بيك قضيه تبديل شوند.
پس هرگاه اين ربط و پيوستگى بنحو لزوم باشد،آن قضيه حاصله را شرطيه متصله نامند«اگر آفتاب برآمده باشد روز موجود باشد» و هر يك از دو جزء اين گونه قضايا كه حرف شرط بآن پيوسته شده باشد «مقدم»ناميده ميشود و آن دگر كه حرف جزاء بآن اتصال يافته باشد«تالى»ناميده ميشود.
و هرگاه بخواهيم از اين گونه قضاياى شرطيه قياسى بسازيم قضيۀ حمليه بدان مىافزائيم اين قضيۀ حمليه يا عبارت خواهد بود از استثناء عين مقدم كه نتيجۀ كه از آن لازم ميآيد عين تالى است مانند آنكه بدنبال قضيۀ شرطيۀ بالا گفته شود«لكن آفتاب برآمده است»كه نتيجه دهد«پس روز موجود ميباشد».
و يا عبارت از استثناء نقيض تالى خواهد بود كه در اين صورت نتيجۀ كه لازم مىآيد نقيض مقدم باشد مانند اينكه گفته شود«لكن روز موجود نيست»كه نتيجه دهد كه«آفتاب بر نيامده است» پس هرگاه ملزوم موجود شود بالضرورة لازم نيز موجود شود و هرگاه لازم معدوم شود در ميابيم كه ملزوم آن قبلا معدودم شده است.
و در اين گونه قياسات و قضاياى شرطيه نه نقيض مقدم مرتفع ميشود و نه عين تالى زيرا ممكن است«تالى»اعم از مقدم باشد مانند«اگر اين امر سياهى باشد رنگ خواهد بود»پس از رفع اخص و كذب آن رفع اعم و كذب آن لازم نمىآيد و همين طور از وضع اعم و صدق آنوضع اخص و صدق آن لازم نخواهد آمد و بلكه از وضع اخص و صدق آن وضع اعم و صدق آن لازم مىآيد و از رفع اعم و كذب آن رفع اخص و كذب آن لازم خواهد آمد و هرگاه ربط و بستگى بين دو قضيه ربط عنادى باشد اين گونه قضايا منفصله ناميده ميشود مانند«اين عدد يا زوج است يا فرد» و اين گونه قضايا ممكن است از بيش از دو قضيه پيوند و اتصال يافته باشد.
و منفصله حقيقه قضيهايست كه نه همۀ اجزاء و اطراف آن جمع شوند و نه مرتفع گردند يعنى نه جمعشان شايد و نه رفعشان.
و هرگاه بخواهيم از اين گونه قضايا قياسى بسازيم يكى از دو كار كنيم يكى آنكه عين هر يك از مقدم و تالى را كه پيش آيد و اتفاق افتد استثناء كنيم،در اين صورت نتيجه عبارت از نقيض طرف و جمله مانده خواهد بود ديگر آنكه نقيض هر يك از مقدم و يا تالى كه پيش آمد و اتفاق افتاد استثناء شود كه نتيجه عين طرف و جمله مانده خواهد بود و هر گاه اين گونه قضايا داراى اطراف و اجزاء بسيار باشد و نقيض يكى از اجزاء آن استثناء شود باقى ماندۀ اجزاء همچنان بصورت منفصله خواهند ماند.
و گاه باشد كه قضيۀ متصله مركب از دو متصله باشد مانند«ان كان كلما كانت الشمس طالعة فالنهار موجود فكلما