فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٠٤ - فَرائِضِ
و ولد ملاعنت از مادر ميراث گيرد، و هر كه بمادر نزديك باشد،و ايشان نيز از وى ميراث گيرند.
و ولد الزنا از مادر و پدر ميراث نگيرد،و نه از كسى كه بايشان نزديك بود.
و اگر حملى باشد نصيب دو كس از براى وى بنهند،اگر زنده بزمين آيد ميراثش دهند،و اگر مرده آيد ندهند.
و اگر شخصى باشد كه هم آلت مردان دارد و هم آلت زنان،(در مقام سؤال گفت) اعتبار مال خود وصيت كنم و دو دانگ دخترم را باشد؟ فرمود:نه.گفت به نيمى وصيت كنم، و نيمى دختر را باشد؟فرمود:نه.گفت دو دانگ وصيت كنم،و چهار دانگ دختر را باشد؟گفت:دو دانگ و دو دانگ بسيار باشد.و اين دليل است بر آنكه دو دختر ثلثان،كه چهار دانگ است بميراث ميگيرد.
و اگر دختر تنها باشد،نيمى بفرض گيرد و باقى برحم.
همچنانكه چون شخصى را دو سبب باشد،بهر دو سبب ميراث گيرد،چون پسر عم كه شوهر باشد و با وى هيچ وارثى نباشد،نيمى بشوهرى گيرد و نيمى ديگر بقرابت.
و اگر با پدر و مادر دو دختر باشد و زيادت؛چهار دانگ دختران را باشد، و پدر و مادر را هر يكى دانگى.
و اگر پدر باشد يا مادر،دانگى بوى دهند،و باقى بر همه رد كنند بحساب سهامهايشان.و با وجود برادران،رد بر پدران باشد،و بر دختران.و اگر باايشان زن باشد يا شوهر،نقصان با دختر باشد و بر دختران نه بر پدر و مادر.
دليل بر اينكه اينجا نقصان بر دختران است،اجماع اين طائفهست،نه از آنكه ميراث گرفته باشد از صاحبش،آنگه ميراث هر يكى از ايشان بوارث زندۀ وى دهند.و اگر از ايشان يكى ميراث گيرد و يكى نگيرد،اين حكم باطل گردد.
اصل فريضت اقل عددى را گويند كه سهام صحيح ازو بيرون آيد.چنانكه اگر با نصف،ثلث يا سدس جمع شود،اصل فريضت شش باشد و اگر با نصف ربع باشد،چهار بود.و اگر ثمن باشد، هشت باشد.و اگر با ربع ثلث باشد، سدس از دوازده بود.و اگر با ثمن ثلثان بود يا سدس،از بيست و چهار بود.
و اگر پدر و مادر باشد و پسرى و دخترى،اصل فريضت ايشان شش بود.
پدر و مادر را هر يكى را سدس باشد، چهار بماند بر پسر و دختر منكسر شود.
سهام ايشان كه سه است در شش ضرب كنند هجده باشد.هر يكى از پدر و مادر را سه سهم باشد،و پسر را هشت،و دختر را چهار.
و اگر در فريضت ردى باشد كه منكسر شود عدد سهام كسانى كه بر ايشان رد باشد،در اصل فريضت ضرب بايد كرد، و آنگه بر همه قسمت كردن.چنانكه پدر و مادر و دختر،اصل فريضت ايشان شش است،هر يكى را از پدر و مادر سدسى، و دختر را نصف،يكى بماند بر ايشان منكسر شود،عدد سهام ايشان پنج است، در شش ضرب كنند،سى باشد بر ايشان