پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - 2- گوش دادن سران قريش به قرآن
به شعر بگشايد؟» گفتند: «نه»، گفت: «پس فكر مىكنيد او دروغگو است؟ آيا هرگز سابقه دروغى درباره او داريد؟» گفتند: «نه او هميشه نزد ما به عنوان صادق و امين، شناخته مىشد».
در اينجا قريش به وليد گفتند: «پس به عقيده تو درباره او چه بگوييم؟» وليد فكر كرد و نگاهى نمود و چهره درهم كشيد و گفت: «او فقط مرد ساحرى است؛ مگر نديدهايد ميان مردان و خانواده و فرزندان و دوستان ما جدايى مىافكند؟
بنابراين او ساحر است و هر چه مىگويد سحرى است جالب». [١]
٢- گوش دادن سران قريش به قرآن
در سيره ابن هشام مىخوانيم كه سه نفر از سران قريش (ابوسفيان و ابوجهل و اخنس بن شريق) شبى از شبها براى شنيدن آيات قرآن به صورت مخفيانه نزد خانه پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند در حالى كه حضرت نماز مىخواند و آيات قرآن را تلاوت مىكرد هر كدام در گوشهاى پنهان شدند، بى آنكه ديگرى با خبر شود و تا صبح گوش به تلاوت قرآن سپردند و هنگام طلوع فجر متفرق شدند؛ ولى به زودى در جاده، يكديگر را ديدند و هر كدام به نحوى، ديگرى را سرزنش كرد:
«ديگر اين كار را تكرار نكنيد كه اگر بعضى از سفيهان شما اين منظره را ببينند؛ افكارى براى آنها پيدا مىشود»! شب ديگر همين كار را تكرار كردند و صبح هنگامى كه يكديگر را مشاهده كردند همان سخنان شب قبل و همان سرزنشها
[١]. مجمع البيان، جلد ١٠، صفحه ٣٨٦، و بسيارى ديگر از مفسران مانند: فخر رازى، مراغى، قرطبى، نويسنده الميزان و فى ضلال، اين حديث را با تفاوتهائى نقل كردهاند.