پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - 2- آنها كه به معارضه برخاستند
آن را آشكار كرده، و روى آن مانور مىدادند و بهره بردارى گسترده تبليغاتى مىكردند؛ بنابراين به مصداق ضرب المثل معروف «لَوْ كان لَبانَ»: «اگر چنين چيزى بود حتماً آشكار مىشد» بايد هر نوع مبارزه و معارضه واقعى با قرآن جلوه داشته باشد.
لذا پارهاى از افراد كه شايد هرگز به فكر معارضه با قرآن نبودند را به اين كار متهم نمودند و روى آن تبليغ مىكردند. اين نشان مىدهد كه در مجموع مخالفان اصرار فراوانى براى تحقق چنين مسألهاى داشتهاند و به همين دليل به هر وسيله ممكنى براى وصول به مقصد خود متشبث مىشدند.
تنها كسى كه نام او در تاريخ ثبت شده مسيلمه (مشهور به كذّاب) است كه در همان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله در سرزمين يمامه (از نواحى شرق حجاز) قيام كرد و ادّعاى پيامبرى نمود.
او كه نام اصليش مسيلمةبنحبيب بود و در اواخر عمر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله (در سال دهم هجرت) دعوى خود را آشكار كرد، و سعى داشت در همه چيز و تا آنجا كه مىتواند از رسول خدا صلى الله عليه و آله تقليد كند. او مدعى بود كه فرشتهاى به نام رحمن بر او نازل مىشود، و آياتى همانند قرآن براى او مىآورد.
مىگويند: او از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درخواست نمود كه وى را در پيامبرى شريك سازد و وصيت نمايد كه پس از رحلت آن حضرت صلى الله عليه و آله جانشين او گردد، تا دست از مخالفت بر دارد.
از قرائن چنين بر مىآيد كه دست تعصبهاى قبيلهاى پشت سر مسيلمه بود و او را در اين كار تأييد مىكرد. مردم يمامه نيز مىخواستند به اين وسيله برترى و سيادت قريش و مردم مكّه و مدينه را كه در سايه مقام نبوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به