پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - ١ آيا سير تكاملى انسان با مسأله خاتميت سازگار است؟
پاسخ
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اينكه: گاه انسان به مرحلهاى از بلوغ فكرى و فرهنگى مىرسد كه مىتواند با استفاده مستمر از اصول و تعليماتى كه نبى خاتم بطور جامع در اختيار او گذارده راه را ادامه دهد بى آن كه احتياج به شريعت تازهاى داشته باشد.
اين درست به آن مىماند كه انسان در مقاطع مختلف تحصيلى، درهر سطحى نياز به معلم و مربى جديدى دارد تا دورانهاى مختلف را بگذراند اما هنگامى كه به مرحله دكترا رسيد و مجتهد و صاحب نظر در علم يا علوم مختلفى گرديد در اينجا ديگر به تحصيلات خود نزد استاد جديد ادامه نمىدهد؛ بلكه به اتكاء آنچه از محضر اساتيد پيشين و مخصوصاً استاد اخير دريافته، به بحث و تحقيق و مطالعه و بررسى مىپردازد و مسير تكامل خود را ادامه مىدهد، و به تعبير ديگر نيازها و مشكلات راه را با آن اصول كلى كه از آخرين استاد در دست دارد حل مىكند؛ بنابراين لزومى ندارد كه با گذشت زمان همواره دين و آيين تازهاى پا به عرصه وجود بگذارد. (دقت كنيد).
به تعبير ديگر انبياى پيشين براى اينكه انسان بتواند در اين راه پر نشيب و فرازى كه به سوى تكامل دارد پيش برود، هر كدام قسمتى از نقشه اين مسير را در اختيار او گذاردهاند تا اين شايستگى را پيدا كند كه نقشه كلى و جامع تمام راه به وسيله آخرين پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى خداوند بزرگ در اختيار او قرار گيرد.
بديهى است با دريافت نقشه كلى و جامع نيازى به نقشه ديگر نخواهد بود و اين در حقيقت بيان همان تعبيرى است كه در روايات خاتميت آمده و پيامبر اسلام را