پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - تهمت و استهزاء
تهمت و استهزاء
حربه آزار و اذيت، به مؤمنان كارگر نشد؛ به همين دليل تصميم گرفتند كه به شخص پيامبر فشار آورند؛ و او و طرفدارانش را مسخره و استهزاء كنند؛ و با برچسبهايى مانند ساحر، كاهن، شاعر و مجنون، پيامبر را از ميدان خارج كنند. [١] ابولهب، اسود بن عبد يغوث، حارث بن قيس، وليدبن مغيره، ابى روامية بن خلف، ابوقيس، عاصب بن وائل، نضربن حارث و عدهاى ديگر جزء كسانى بودند كه پيامبر و مسلمانان را در فشار تهمت، استهزاء و اذيت قرار دادند. در سيره ابن هشام آمده: «انَّهُ خَرَجَ يَوماً فَلَم يَلقَهُ احَدٌ مِنَ النَّاسِ الَّا كَذَّبَهُ و اذاهُ لا حُرٌّ وَلا عَبدٌ فَرَجَعَ رَسُولُ الَّلهِ الى مَنزِلِهِ فَتَدثَّرَ مِن شِدَّةِ ما اصابَهُ»: «روزى از خانه خارج شد كسى نبود به او بر خورد و تكذيبش ننمايد، و اذيتش نكنند چه حر و چه برده؛ پس پيامبر به خانه برگشت و از شدت آزار پارچهاى بر خود افكند». [٢]
تاريخ مىگويد: «ابُولَهَب كانَ شَديداً عَلَيهِ وَ عَلَى المُسلِمين عَظيمَ التّكذيبِ لَهُ، دائِمَ الاذى، فَكانَ يَطرَحُ العَذَرَة وَ النَّتِنَ عِندَ بابِ النَّبىِ وَ كانَ جارَهُ فَكانَ رَسُوُل اللهِ يَقُولُ اىُّ جِوارٍ هذايا بَنى عَبدالمُطَلِّبِ»: «ابولهب نسبت به او و مسلمانان به شدت سر سختى نشان مىداد؛ و بسيار تكذيبشان مىنمود؛ و همواره به او آزار مىرساند و اشياءِ آلوده به در خانهاش مىريخت او همسايه پيامبر بود و رسول خدا مىفرمود:" اى فرزندان عبدالمطلب اين چگونه همسايگى است كه شما
[١]. طبرى، جلد ٢، صفحه ٧١ و سيره ابن هشام، جزء ١، صفحه ٣٠٨، و كامل، جلد ١، صفحه ٤٩٣.
متن ابن هشام چنين است:
«ثم ان قريشاً اشتد امرهم للشفاء الذى اصابهم فى عداة رسول الله و منْ اسلَمَ معه مهم فاعرو برسول الله سفائهم فكذبوه و آذوه و رموه بالشعر و السحر و الكهانة و الجنون و رسول الله مظهر لامر الله لا يستخفى به».
[٢]. ابن هشام، جزء ١، صفحه ٣١٠.