پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - محاصره اقتصادى و
مىافكندند در حالى كه نماز مىخواند».
پيامبر تصميم گرفت با گروهى از طايفه ثقيف (در طائف) تماس بر قرار كند و براى رفع مزاحمت و رشد اسلام از آنها كمك بگيرد ولى آنها او را تكذيب كردند و از خود راندند، در اينجا بود كه بر او بسيار سخت گذشت و دعاى معروف خود را خواند و تاريخ در اين زمينه مىگويد:
«فَقامَ رَسُولُ اللَّه وَ قَدْ يَئِسَ مِنْ خَيْرِ ثَقيفٍ ... وَاغْرَوْا بِهِ سُفَهائَهُمْ فَاجْتَمَعُوا الَيهِ وَ الْجَؤُهُ الى حائِطِ العُتْبَةِ وَ شَيْبَةِ ابْنَىْ رَبيعَةٍ ... وَ رَجَعَ السُّفَهاءُ عَنْهُ وَ جَلَسَ الى ظِلِّ حِبْلَةِ وَ قالَ: الَّلهُمَ الَيكَ اشْكُو ضَعْفَ قُوَّتى وَ قِلَّةَ حيلَتى وَ هَوانى عَلَى النَّاسِ، اللَّهُمَّ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ انْتَ رَبُّ المُستَضعَفينَ وَ انتَ رَبّى الى مَنْ تَكِلُنى الى بَعيدٍ يَتَجَهُّمُنى اوْ الى عَدُوٍّ مَلَّكَتَهُ امرى انْ لَمْ يَكُنْ بِكَ عَلَىَّ غَضَبٌ فَلا ابالى وَ لكِنْ عافِيَتُكَ هِىَ اوْسَعُ انّى اعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اشْرَقَتْ بِهِ الظُّلُماتُ وَ صَلُحَ عَلَيهِ امرُالدُّنْيا وَ الآخِرَةِ مِنْ انْ تَنْزِلَ بى غَضَبُكَ اوْ تَحُلَّ بى سَخَطُكَ»:
«پيامبر از خير و كمك طائفه ثقيف مأيوس شد، لذا برخاست كه برود ... آنها سفيهان خود را ترغيب كردند كه بر او حمله كنند. آنچنان آزارش دادند كه ناچار به ديوار باغ عتبه و شيبه فرزندان ربيعه پناهنده شد ...؛ لذا آنها بازگشتند و در سايه شاخه درخت انگورى نشست و چنين گفت:" بار خداوندا! از ضعف و ناتوانيم، از كاستى تدبيرم و از اينكه مردم به من توجه نمىكنند به تو شكايت مىآورم، اى مهربان ترين مهربانان! تو پروردگار مستضعفانى، پروردگار و مالك منى، مرا به چه كسى وا مىگذارى به شخص دور دستى كه بر من مىتازد و يا به دشمنى امر مرا مىسپارى. (بار پروردگارا) اگر من مورد خشم و غضب تو قرار نگرفته باشم (در برابر اين مشكلات) باك ندارم؛ چرا كه عافيت تو گسترده تر از آن است كه در وهم آيد، من به نور وجه تو كه تاريكىها با آن روشنى يافته و امور دنيا و آخرت با آن اصلاح شده پناه مىبرم كه خشم و غضبت بر من نازل شود يا