پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١ - ٩ مسيح عليه السلام و دعوى الوهيت
هنگامى را كه خداوند (در قيامت) به عيسى بن مريم عليه السلام مىگويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را- غير از خدا- معبود قرار دهيد، عيسى مىگويد:" خداوندا! منزهى، من هرگز حق ندارم آنچه شايسته من نيست بگويم اگر چنين گفته بودم تو مىدانستى، آنچه را در دل من است مىدانى و من آنچه در ذات تو است نمىدانم و تو داناى اسرار پنهانى"- من به آنها چيزى نگفتم جز آنچه به من امر فرمودى كه (تنها) خدا را بپرستيد كه پروردگار من و شما است و تا زمانى كه من در ميان آنها بودم گواه ايشان بودم (تا از مسير توحيد به سوى شرك منحرف نشوند) اما هنگامى كه مرا باز گرفتى، تو مراقب آنان بودى، و تو بر هر چيزى گواهى» [١]
حال ببينيم اناجيل درباره مسيح عليه السلام چه مىگويند.
در انجيل يوحنا مىخوانيم:
«و يهوديان سنگها را باز داشتند تا او را سنگسار كنند- عيسى به آنها جواب داد كه من بسيار كارهاى خوب را از جانب پدر خود به شما نمودهام به جهت كدام از آنهاست كه شما مرا سنگسار مىكنيد؟- يهوديان به او جواب داده گفتند:
براى كار خوب تو را سنگسار نمىكنيم؛ بلكه به جهت كفر و به جهت اينكه تو انسان هستى و خود را خدا مىگردانى؛ عيسى به آنها جواب داد ... آيا شما به آن كس كه پدر او را منزه كرد، و به جهان فرستاده مىگوييد كه تو كفر مىگويى از آنجا كه گفتم من پسر خدا هستم اگر من كارهاى پدر خود را به جا نمىآرم باور مكنيد- و اگر به جا آرم هر چند كه مرا باور نكيند كارهاى مرا باور كنيد، تا شما
[١]. سوره مائده، آيات ١١٦ و ١١٧.