پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣ - شاخههاى اعجاز قرآن
به عنوان مثال هنگامى كه قرآن صحنههاى حساس داستان يوسف عليه السلام و زن زيباروى هوس آلودى، را ترسيم مىكند، بدون آنكه از ذكر وقايع چشم بپوشد، و مطالب را در پرده ابهام و اجمال بيان كند، تمام اصول اخلاق و عفت را نيز به كار مىبرد و همه گفتنىها را مىگويد؛ امّا كوچكترين انحرافى از اصول عفّت بيان پيدا نمىكند؛ مثلًا در شرح ماجراى خلوتگاه زليخا چنين مىگويد:
وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُ لَايُفْلِحُ الظَّالِمُونَ: «و آن زن كه يوسف در خانه او بود، از او تمنّاى كامجويى كرد؛ درها را بست و گفت:" بيا به سوى آنچه براى تو مهيّا است!" (يوسف) گفت:" پناه مى برم به خدا! او (عزيز مصر) صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامى داشته؛ (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) به يقين ستمكاران رستگار نمى شوند"». [١]
جالب اين كه قرآن در اينجا از واژه «راوَدَ» استفاده كرده و اين در جايى گفته مىشود كه كسى با اصرار آميخته به نرمش و ملايمت، چيزى را از انسان بخواهد، و اين واژه كاملًا با اداى مقصود هماهنگ است.
از سوى ديگر، نامى از زليخا يا همسر عزيز مصر نمىبرد، بلكه مىگويد:
«الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا» (بانويى كه يوسف در خانه او بود) تا حقشناسى يوسف را مجسم سازد و در عين حال مقام تقواى او را نشان دهد كه در برابر چنين كسى كه زندگىاش در پنجه وى قرار داشت، مقاومت كرد.
از سوى سوم، جمله «غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ» (همه درها را محكم بست) كه مصدر
[١]. سوره يوسف، آيه ٢٣.