پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - 2 ملاقات ابراهيم عليه السلام با فرشتگان
جرأت نكرد بيش از اين پائين بيايد؛ لذا در همينجا سكوت را بر ادامه سخن ترجيح داد؛ و هنگامى كه بحث به اينجا كشيد كلام خدا با ابراهيم تمام شد.
خداوند به سوى سدوم روانه شد و ابراهيم به مكان خود بازگشت. با توجه به اينكه مسلماً منظور از خداوند در اين آيات (يا صحيحتر جملهها) همان خداوند جهان است، مطالب زير را مىتوان نتيجه گرفت:
١. نسبت جسميت به خداوند! اين مطلب در چندين مورد از اين عبارات به چشم مىخورد.
٢. نسبت عدم اطلاع به خداوند! زيرا مىگويد به زمين آمد تا درباره قوم لوط تحقيق كند.
٣. عصبانيت و خشونت خداوند! تا آنجا كه ابراهيم تقاضا كند خشمناك نشود و با لطائف الحيلى مىخواست از خشم و خشونت او درباره بندگانش بكاهد.
٤. فرشتگان غذا مىخورند!
٥. ساره آن زن با ايمان و معرفت از بشارت خداوند خنديد و سپس منكر هم شد!
اينها نقاط ضعف روشن اين افسانه دروغين است كه در تورات تحريف يافته، به خداوند نسبت داده شده است.
ولى هنگامى كه اصل جريان را در قرآن مطالعه مىكنيم هيچ يك از اين اشتباهات و نسبتهاى ناروا را در آن نمىبينيم و با اين مقايسه حقايق بسيارى روشن مىشود.