پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - شاخههاى اعجاز قرآن
سامان عصر غلبه داشت؛ لذا خداوند چيزى از سوى خود براى آنها فرستاد، كه در قدرت آنها نبود و سحرشان را باطل كرد و حجّت را تمام نمود، و عيسى عليه السلام را هنگامى مبعوث كرد كه بيمارىهاى صعب العلاج، آشكار شده بود و مردم نيازمند به طبيب بودند؛ به همين دليل خداوند از جانب خود چيزى فرستاد كه نزد آنها نبود؛ كه مردگان را براى آنها زنده مىكرد، و كور مادرزاد و مبتلايان به بيمارى غير قابل علاج پيسى را به فرمان خدا بهبودى مىبخشيد، و حجّت را به وسيله آن بر آنها تمام كرد، و خداوند محمد صلى الله عليه و آله را در وقتى مبعوث كرد كه در آن عصر خطبهها و سخنان (دلنشين و فصيح و بليغ) بر اهل آن عصر غالب بود- راوى مىگويد گمان مىكنم امام به شعر نيز اشاره كرد- خداوند از سوى خود مواعظ و حكمتهايى (در بالاترين حدّ فصاحت و بلاغت) فرستاد، كه سخنان آنها را باطل كرد و حجّت را با آن تمام نمود». [١]
اين قرائن همه نشان مىدهد كه اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت بوده و هست؛ ولى انصاف اين است كه از اين قرائن، چيزى بيشتر استفاده نمىشود كه مسأله اعجاز از نظر فصاحت و بلاغت عميقاً مورد توجه بوده، نه آنكه منحصر به آن بوده باشد، به خصوص آنكه جبنههاى ديگر اعجاز قرآن مجيد كاملًا آشكار و نمايان است.
براى آگاهى افزونتر در اين زمينه از اعجاز قرآن توجّه به نكات زير لازم است:
١. همان گونه كه در بالا اشاره شد عرب جاهلى در حدى از فصاحت و
[١]. عيون الاخبار (طبق نقل تفسير نور الثقلين، جلد ١، صفحه ٤٣) اين حديث را مرحوم كلينى در كافى، و علامه مجلسى در بحار الانوار نيز نقل كردهاند.