پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣ - پاسخ به چند سؤال
در بخش ديگرى در آيات فوق، تعبيراتى است كه بسيارى از دانشمندان آن را دليل روشنى بر مسأله خاتميت مىدانند و به فرض كه دلالت صريح آنها را نپذيريم، حداقل قرائن و شواهدى بر اين مسأله مىتواند باشد:
١. نخستين آيه از اين گروه مىخوانيم: «كسانى كه به اين ذكر (قرآن) هنگامى كه به سراغشان آمد كافر شدند (نيز بر ما مخفى نخواهند ماند)! و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير،- كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است»: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ- لَايَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ [١].
باطل در آيه فوق به معناى چيزى است كه آن را ابطال يا منسوخ نمايد، بنابراين چنين كتابى جاودانى و ابدى خواهد بود؛ و اين خود دليلى است بر خاتميت آيينى كه اين كتاب به آن تعلق داد، همان گونه كه دلالت بر عدم تحريف قرآن نيز مىكند.
ممكن است گفته شود باطل در لغت به معناى مبطل (باطل كننده) نيست پس چگونه آيه را چنين تفسير مىكنيد؟
مىگوييم: علاوه بر اينكه بسيارى از مفسّران يكى از معانى باطل را در اينجا مبطل ذكر كردهاند [٢] اصولًا اينكه مىفرمايد: باطل به سراغ آن نمىآيد مفهومش اين
[١]. سوره فصلت، آيات ٤١- ٤٢.
[٢]. مانند مرحوم شيخ طوسى در تبيان و طبرسى در مجمع البيان و علامه طباطبائى در الميزان و آلوسىدر روح المعانى و همچنين بعضى مفسران ديگر (ذيل آيه مورد بحث).